درگير بودند و مخالفت خويش را عليه حكومت وقت اظهار مىداشتند و مىكوشيدند كه رأى انصار را به نفع كانديد خود به دست آورند .
يعقوبى مىگويد : جمعى از مهاجرين و انصار از بيعت ابو بكر سرپيچى نمودند و به على بن ابى طالب ( ع ) متمايل شدند كه از جملهء آنان عباس بن عبد المطلّب ، فضل بن عباس ، زبير بن عوام ، خالد بن سعيد ، مقداد بن عمرو ، سلمان فارسى ، ابوذر غفارى ، عمّار ياسر ، براء بن عازب و ابى بن كعب بودند « 1 » . « 2 »
و در سقيفهء ابو بكر جوهرى ، چنين آمده است : اينان شبانه انجمنى تشكيل داده تصميم گرفتند كه كار به مشورت مهاجرين و انصار بازگردانند ، اعضاى انجمن عبارت بودند از آنان كه نامشان در بالا نوشته شد به اضافهء عبادة بن صامت و ابو الهيثم بن تيهان و حذيفه . « 3 » پس از اين پيش آمد ابوبكر ، عمر ، ابوعبيده و مغيرة بن شعبه را احضار كرد و از ايشان پرسيد نظر شما در اين باره چيست ؟ هر سه نفر به اتفاق آراء نظر دادند : بايد با عبّاس بن عبدالمطلب ملاقات نمايى و سهمى از خلافت را براى او قائل شوى كه خود فرزنداناش از آن بهرهمند شوند ، پس اگر عبّاس راضى شود از ناحيهء على بن ابى طالب ( ع ) آسوده خواهى شد . و تمايل عبّاس به شما حجتى به زيان على ( ع ) در دست شما خواهد بود . « 4 » ابوبكر اين رأى را پسنديد و شبانه با عمر ، ابو عبيدة بن جراح ، و مغيره به منزل عبّاس رفتند .
ابو بكر پس از حمد و ثناى خداوند ، چنين گفت : به راستى كه خداى تعالى محمّد ( ص ) را برانگيخت تا پياماش را به مردم برساند ، و بر آنان منّت گذارده ، سرپرستى ايشان را بر عهده گيرد و عمر شريفاش را در بين ايشان بگذارند تا آن هنگام كه وى را نزد خود
هامش
( 1 ) . صحابه نام برده شده از بزرگان اصحاب پيغمبر ( ص ) بودند . در پايان نامهء كتاب شرح حالشان خواهد آمد .
( 2 ) . يعقوبى در تاريخ خود ، ج 2 ، ص 124 .
( 3 ) . روايت سقيفه ابو بكر جوهرى در شرح نهج ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 44 و تفصيل آن را در صفحهء 5 ، از جلد ششم تحقيق ابوالفضل ابراهيم .
( 4 ) . در روايت سقيفهء جوهرى است كه رأى را تنها مغيرة بن شعبه داد و اين به حقيقت نزديك است . و اين كه دو شب پس از فوت رسول خدا ( ص ) اين جماعت نزد عبّاس رفتند .