قتلوك عطشانا و لمّا يرقبوا * في قتلك التّنزيل و التّأويلا
( 1 ) تو را تشنه كشتند و در قتل تو رعايت تنزيل و تأويل قرآن را ننمودند
و يكبّرون بأن قتلت و إنّما * قتلوا بك التّكبير و التّهليلا
با كشتنت اللَّه اكبر گفتند ، همانا با كشتنت تكبير و تهليل را كشتند راوى گويد : پيرى آمد و خود را به زنان و عيال حسين عليه السّلام نزديك كرد - در حالى كه در همان مكان بودند - و گفت : حمد مر خداى را كه شما را كشت و به هلاكت رسانيد و شهرها را از مردان شما راحت كرد ، و امير المؤمنين را بر شما تسلّط داد ! ! ! على بن الحسين عليهما السّلام به دو فرمود : « اى شيخ آيا قرآن خواندى ؟ » .
گفت : آرى .
فرمود : اين را دانستى : « بگو از شما مزدى جز دوستى ذوى القربى را نمىخواهيم ؟ « 1 » » گفت : اين آيه را خواندهام .
فرمود : « مائيم قربى ( خويشاوندان پيامبر ) ، اى شيخ ، آيا در بنى اسرائيل خواندهاى : « حقّ ذوى القربى را بده « 2 » » ؟
گفت : خواندمش .
فرمود : « مائيم قربى اى شيخ ، آيا اين آيه را خواندى : « و بدانيد آنچه غنيمت گرفتيد از هر چيز ، پس براستى خمس آن براى خدا و رسول و ذى القربى است ؟ » « 3 » گفت : آرى .
فرمود : مائيم قربى اى شيخ ، آيا اين آيه را خواندى : « همانا خدا اراده فرمود كه
هامش
( 1 ) - شورى 42 / 23 ،قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى.
( 2 ) - اسراء 17 / 26 ،وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ.
( 3 ) - انفال 8 / 41 ،اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى.