قول است :
1 - آن كس كه موجبات خشنودى حق را باطاعت خود متابعت مىكند مثل كسى است كه خشم او را با معصيت بر خود فرود مىآورد ( از ابن اسحاق ) .
2 - آن كس كه با ترك خيانت رضاى خدا را پيروى مىكند چون فردى است كه با عمل خيانتكارانه خود خداوند را بخشم مىآورد ( از حسن و ضحاك و طبرى ) .
3 - آن كس كه با جهاد در راه حق رضاى حق را مىجويد چون آن كسى است كه موجبات سخط حق را با فرار از جنگ و جهاد ( از روى تنفر و ترس از جهاد ) فراهم مىآورد ( از زجاج و جبايى ) و اين وجه با سبب نزول آيه كه ذكرش گذشت تطبيق مىكند .
وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ
: يعنى مصير و سر نوشت او دوزخ خواهد بود .
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
: و بد سرنوشتى است و بد قرارگاهيست .
آيه به صورت استفهام تقريرى است يعنى صورت جمله استفهام است و مراد اقرار گرفتن و اثبات معنى و حاصل معنى اينست كه اين دو دسته يعنى تابعان رضاى حق و به خشم آرندگان خدا يكسان نيستند .
هُمْ دَرَجاتٌ
: يعنى صاحب درجات و مقاماتى هستند .
عِنْدَ اللَّهِ
: نزد خدا پس مؤمنان داراى مقامات ارجمند و عالى هستند كافران در درجاتى پست و دانى . درباره معنى اين جمله دو قولست :
1 - مراد اختلاف و تفاوت مرتبه اهل ثواب و اهل عقاب است كه براى دسته اول نعمتهاى بهشتى و مقامات پر ارج و عالى معنوى است و براى دسته دوم دركات جهنم و عقاب و خوارى است و از اينها مجازاً درجات تعبير شده .
2 - مراد اختلاف مراتب اين دو فرقه است با يكديگر زيرا بهشت طبقات مختلفى دارد كه بعضى بالاتر از بعض ديگر است .
چنان كه در خبر آمده است كه اهل بهشت اهل عليين را همچون ستارگان در آسمان مىبينند و نيز دوزخ را دركاتى است كه بعضى پستتر و سختتر از ديگرى است