بيان آيه 151
لغت :
1 - سلطان : در اينجا بمعنى دليل و برهان است و در اصل بمعنى قوه است و به برهان سلطان گويند چون قوت بر دفع باطل دارد .
2 - سلاطه : حدت زبان 3 - القاء : افكندن و در اصل براى اشياء واقعى و اعيان موجود در خارج ذهن به كار ميرود و استعمال در غير آنها مثل القاء رعب ( كه رعب امرى قلبى است نه خارجى ) مجازى و نظير القاء است در اين امر كلمه رمى كه در انداختن تير حقيقت است و در امور معنوى مجاز مثل « الذين يرمون ازواجهم » يعنى نسبت زنا ميدهند كه رمى بمعنى نسبت زنا دادن است .
مثوى : منزل و اصل آن از ثوى است و ثوى بمعنى طول اقامت .
ام الثوى : صاحبخانه .
ثوى : مهمان ، از اينرو كه در خانهء ميزبان اقامت ميگزيند .
مورد و شأن نزول :
سدى گويد : چون ابو سفيان و مشركان روز احد رو به مكه نهادند در بين راه با خود گفتند بد كرديم كه آنها را كشتيم و در حالى كه جز رمقى از ايشان باقى نماند رهاشان نموديم برگرديم و به كلى آنها را ريشهكن سازيم . چون چنين تصميم گرفتند خداوند در دلشان ترسى افكند تا از قصد خود بازگشتند ( و انشاء اللَّه قصه را بعداً بيان خواهيم كرد ) پس اين آيه آمد .
تفسير :
اكنون خداوند بيان مىدارد كه يكى از نصرتهاى او بمؤمنين رعب افكندن