بيان آيه 116 - 117
لغت :
1 - اغنى عنه : ضررى را از او دفع كرد .
اغناه عن كذا : او را از آن بىنياز كرد .
غنى درباره خداوند به اين معنى است كه خداوند مخصوص بقدرتى است كه هيچكس و هيچ چيز او را عاجز نتواند كرد و خدا غنى است يعنى احتياج بر او جايز نيست .
2 - اصحاب النار - اصحاب النار يعنى هميشه ملازم آتش هستند چنان كه به صحرا نشينان اصحاب صحرا گويند چون هميشه در آنجا ساكنند و اصحاب زمين و ده بمعنى مالك زمين و ده مىباشد .
و اصحاب مرد يعنى اعوان و اتباعش و اصحاب عالم يعنى شاگردانش .
3 - اصل مصاحبت يعنى ملازمت و همراه بودن .
4 - نار : اصل آن نور است كه جسم لطيفى است كه در آن حرارت و نور مىباشد .
5 - ريح جمع آن رياح است و روح آدمى از همين ماده است چون بواسطه روح ريح طيب در نفس آدمى داخل مىشود .
و نيز ارتياح ، تروّح : راحت از تعب و رنج از اين ماده مشتق است و نيز از اينست روح زيرا در لطافت مثل ريح است و همچنين است رائحه چون ريح آن را به شامه مىرساند .
6 - صرّ : سرماى شديد اصل آن از صرير است كه به معناى صوت مىباشد . زجاج گويد : صرّ صوت و صداى شعلههاى آتش است كه باد در آن وزد و ممكنست به معناى صداى باد تند باشد .
و صرّه از صفات باد شمال است كه آن را چنين وصف ميكنند كه در آن قعقعه است