خواندهاند و ديگران بتخفيف « ياء » .
حجت :
مبرد گويد : ميان علماء بصره اختلافى نيست كه هر دو ميت با تشديد ياء و بى - تشديد مساوى است و به اين شعر شاعر استدلال كرده كه :
ليس من مات فاستراح به ميت * انما الميت ميت الاحياء
كه ميت اول و دوم به سكون و سومى بتشديد ياء است و هر سه بيك معنى است .
بعضى گفتهاند كه ميت با تشديد كسى است كه هنوز نمرده ( و بعداً ميميرد چنان كه گويى كه فلانى ميت خواهد بود ) و ميت با سكون كسى است كه مرده است ولى قول صحيح همان اولى است ( كه فرقى بين اين دو نيست ) .
لغت :
تنزع مشتق از نزع است .
نزع : كندن چيزى است از چيزى .
نزع فلان الى اخواله ، يعنى فلانى بواسطه شباهتى كه با دايىهاى خود دارد گويا از آنها جدا شده و بمنزله يكى از آنها گشته .
نزاع : بمعنى ناله هم آمده .
نزوع از چيزى يعنى ترك آن .
تولج : مشتق است از مصدر ايلاج .
ايلاج : داخل كردن ، گفته مىشود : « اولجه فولج » يعنى داخل كرد آن را پس داخل شد .
ولج « ولوجاً و ولجاً و لجّة » داخل شد .
اعراب :
اللهم : بمعنى يا اللَّه است و « ميم مشدده » عوض از « ياء » است زيرا ياء و ميم هرگز در كلام عرب با هم ديده نشده و از اينجا دانسته مىشود كه ميم آخر كلمه بمنزله يا در اول آنست . اين قول سيبويه و خليل است .