چه بوده ؟ گفت : بتپرستى . گفت : ديگر ؟ گفت : حبّ دنيا با خوف قليل و امل بعيد و لهو و لعب شديد ؛ از غنا ، مسرور و از افلاس ، محزون مىشديم . باز پرسيد : حبّ دنيا را تا چه مرتبه داشتهايد ؟
گفت : چون حبّ طفل با مادر .
3401 - در مذمّت عشق
لو فكر العاشق في المنتهى * معشوقه اقصر من عشقه
* * * اگر عاشق عاقبتانديش مىبود ، معشوق را از عشق كمبهاتر مىيافت .
3402 - يك درخواست
يكى از انبيا ، از حق تعالى درخواست تا زبان ناس را از او ممنوع دارد . حضرت عزّت وحى بر او نازل فرمود كه : آن ، امرى است از براى خويشتن حاصل نكردهام چهسان تو را حاصل نمايم ؟
مثال نفس را در بدن حاكمى قياس كن كه قوا و جوارح ، اعوان و انصار او و عقل وزير ناصح و شهوت بنده شرانگيز او باشد . آن بندهء خبيث و مكّار از بهر وى به صورت شخصى متمثل گشته و لمحهاى از معارضهء وزير نياسايد اگر حاكم وزير را بر آن مسلّط داشته مدبر باشد نه مدبر لاجرم امر مملكت منتظم خواهد بود و الّا فساد عظيم روى دهد . نفس نيز اگر در تدبير استعانت از عقل كند و عقل را بر شهوت مسلّطوار هر آتيه امرش مستقيم و از خلل مصون و مأمون است و حضرت عزّت از بهر امر عظيمى ما را از متابعت هواى نفس تحذير فرموده به قوله :
وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 »
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
« 2 » باز فرموده :
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
؛ « 3 » امثال اين آيات ، بسيارند .
هامش
( 1 ) . سورهء ص ، آيهء 26 . ( . . . و زنهار از هوس پيرى مكن كه تو را از راه خدا به در كند . . . . )
( 2 ) . سورهء جاثيه ، آيهء 23 . ( پس آيا ديدى كسى را كه هواى خويش را معبود خود قرار داده . . . . )
( 3 ) . سورهء نازعات ، آيات 41 - 40 . ( و امّا آنكس كه از مقام پروردگارش ترسان بود و خويشتن را از هوسها بازداشت . * پس همانا بهشت جايگاه اوست . )