تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1247

مساهمون:

ص١٢٤٧
فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ .
« 1 » دال بر اين معنى است و هم گفته‌اند : دل مزرع تفقّدات و اعتقاد در دل به منزلهء بدر است اگر نيك باشد ، نيك شود و اگر بد است ، بد و كلام حضرت پروردگار به مثابه آب است از سقى ، آن . نبينى قرآن را وقتى بر اعتقادات قلبيه وارد كنى تأثيرش مختلف آيد ؛ چنان‌چه حضرت آفريدگار اشاره فرموده كه
وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
« 2 » مأمون لشكريان خود را احضار نموده ، با يكى از ايشان كه قبيح الوجه و الكن بود ، متكلّم شده وى را اخراج كرده و گفت : چون روح ظاهرى باشد ، محبوب شود و چون باطنى باشد ، فصيح گردد . اين مرد از ظاهر و باطن ، برى است .

3399 - چشم تيزبين و تدبّر

كلام يكى از عرفا : برو چشم خود را از زينت اين كواكب مملوّ دار و به جلوهء آن‌ها جلايش ده ! و پيش از آن‌كه قدر در بين تو و فكر و نظر تو ، جدايى اندازند فكر در مقدّر آن‌ها كن ! و تدبّر در حكمت مدبّرشان به جاى آر !

3400 - در مذمّت حبّ دنيا

در « كافى » مذكور است : حضرت عيسى عليه السّلام را گذار بر دهى افتاد كه اهالى آن بالكل با طيور و وحوش آن مجموع هلاك شده ، گفت : غضب حق تعالى بر ايشان نازل گرديده ، و الّا به تكفين و تدفين يكديگر قيام مىنمودند . حواريين گفتند : با روح اللّه ! دعا كن ! كه زنده گردند ، تا ماجرا معلوم شود . حضرت عيسى عليه السّلام شروع به دعا كرده ، گفتند : ايشان را ندا درده ! پس بر بلندى ، صعود كرده ، گفت : يا اهل هذه القريه ! يكى از ايشان گفت : لبيك يا روح اللّه ! پرسيد : عمل شما در حال حيات
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيات 125 - 124 . ( و چون سوره‌اى نازل شود ، بعضى از آن‌ها مىگويند : اين سوره بر ايمان كدام يك از شما افزود ؟ امّا كسانىكه ايمان آورده‌اند بر ايمانشان مىافزازد و شادمان مىشوند . * ولى كسانىكه در دلشان بيمارى است ، بر پليديشان پليدى افزود و در حال كفر مردند . ) ( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 4 . ( و در زمين قطعه‌هايى در كنار هم قرار دارد [ كه باهم متفاوتند ] و باغ‌هايى از انگور و زراعت و نخل‌هايى از يك ريشه و غير يك ريشه ، كه همهء آن‌ها با يك آب سيراب مىشوند ، و بعضى را بر بعضى ديگر در محصول برترى مىدهيم . بىگمان در اين‌ها مردمى كه تعقل مىكنند دلايل روشنى است . )