تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
بدان هرگاه كه آسوده بودى و از گرفتارى ها بدوز . و هرگاه خواستى كلام و گفتار بيهوده بر زبان برانى به جاى آن ذكر الهى را بر زبان خود جارى ساز .

1888 - خويشتن‌دار

از سخنان بزرگان : كسى كه خويشتن را گرامى دارد ، دنيا در چشمش خوار بود .

1889 - جايگاه فرمانبرى

ارسطو هنگامىكه اسكندر كودك بود ، وى را گفت : هنگامىكه به شاهى رسيدى ، مرا كجا جاى خواهى داد ؟ گفت : آن‌جاكه فرمانبرى تو ، تو را جاى دهد .

1890 - دوست باصفا

خذ من صديقك ما صفا * و دع الذي فيه الكدر فالعمر أقصر من معا * تبة الصديق على الغير
* * * از دوستان ، باصفايان را انتخاب و از دوست مكدّر بپرهيز چراكه عمر كوتاه‌تر از آن است كه به عتاب و خطاب دوست بگذرد .

1891 - عاشق راسخ

دبّ العذار فظنّ منه لائمي * أنّي أكون عن الغرام بمعزل لا كان ذاك فإنني من معشر * لا يسألون عن السواد المقبل
( صلاح صفدى ) * * * سرزنشگر ، مرا سرزنش فراوان گفت و گمان كرد من از عشق مداوم و فزونگر خود دست بر خواهم داشت . هيچ‌گاه آن نخواهد شد زيرا من از گروهى هستم كه هيچ‌گاه از سياهى روبرو نمىپرسند [ يعنى اگر روز و شب بر من سياه شود شكوه و شكايت نمىكنم ] . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين گفتار در ميان عرب مثل معروفى است .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 767 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى