پرش به محتوای اصلی

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحه 653

پدیدآورندگان:

ص۶۵۳
ناراحتى از جان‌ها برچيده مىشود و از بين مىرود و با رونق و صفاى صورت با عظمت تو ، تمامى صفات و اخلاق نيكو به شور و شعف مىآيد . انسان كسى نيست مگر آن‌كه تو را بشناسد و مابقى همگى خار و خاشاك بىارزش هستند . كسانى كه كار نيك انجام دادند ( تو را شناختند ) پس بالا رفته و در مقامات بالا راه پيمودند و به آن رسيدند . با جام‌هاى فكر و انديشهء خود از شراب عشق تو نوشيدند و هيچ‌گاه با آن چيزى مخلوط نكردند . فقير و بىچيز پا در زندگى نهادند و همان‌طور كه آمده بودند خارج شدند . اى كسى كه ادعاى راه آن‌ها را مىنمايى ! روش خود را درست كن ؛ زيرا راه تو مستقيم نيست و كژىهاى زيادى دارد . در سر فكر و عشق ليلى دارى و شب‌ها را مىخوابم و لازمهء اين‌چنين خواهشى سماجت و پىگيرى است .

1557 - مرگ عاشق

تمنت سليمى أن نموت بحبها * و أهون شيء عندنا ما تمنت
( ناشناس ) * * * سليمى آرزو مىكرد كه ما در عشق او جان بسپاريم و راحت‌ترين چيز در نزد ما همين است كه او آرزو كرده است .

1558 - زاهدان آخرت و مشتاقان دنيا

مردى را شنيدند كه مىگفت : كجايند زاهدان دنيا و مشتاقان آخرت . كسى وى را گفت : جمله‌ات را بگردان و بر سر هركه خواهى دست نه !

1559 - شايسته سرزنش

إذا كنت في الأمور معاتبا * صديقك لم تلق الذي لا تعاتبه و إن أنت لم تشرب مرارا على القذى * و ظمئت و أي الناس تصفو مشاربه ؟ فعش واحدا أوصل أخاك فر انّه * مقارف ذنب مرّة و مجانبه
( بشار بن يرد ) * * * اگر در هر كارى دوست خود را عتاب و سرزنش نمايى پس هيچ كسى را نخواهى يافت كه شايسته سرزنش نباشد . آيا خود تو درحالىكه تشنه بودى آب خاك
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحه 653 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى