تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠

1454 - آتش عشق

و كأنّما النار التي قد اوقدت * ما بيننا و لهيبها المتضرّم سوداء أحرق قلبها فلسانها * بسفاهة للناظرين تكلم
( مجير الدّين محمّد بن تميم ) * * * و گويى آتشى برافروخته است بين شراره‌هايش و در خود آتش . زنى سياه قرار داد كه قلبش زبانش را سوزاند ، پس با حماقت براى نظاره‌كنندگان صحبت مىنمايد .

1455 - خون قمرى

كأنّما نارنا و قد خمدت * و جمرها بالرماد مستور دم جرى من فواخت ذبحت * من فوقها ريشهنّ مشهور
* * * آتش ما كه خاموش گشته است و زغالش با خاكستر پنهان شده است . خونى است كه از قمرىهايى سربريده ريخته شده است و روى آن خون را پرهايشان پوشانده است .

1456 - روز شادمانى

اليوم يوم سرور لا شرور به * فزوّج ابن سحاب بابنة العنب ما أنصف الكأس من أيدي القطوب بها * و ثغرها باسم عن لؤلؤ الحبب
( شرف الدّين حمد بن موسى قدسى ) * * * امروز روز شادمانى و خوشحالى است و هيچ ناراحتى و بدى در او راه ندارد زيرا پسر ابر با دختر انگور ازدواج كرده است ( مراد اين است كه خم شراب به جوش آمده و انگور نزديك به شراب شدن است ) . آن‌چه باعث مىشود جام شراب را از دست ترش‌روى ، زيباصورت يك جرعه بنوشيم ، درحالىكه دندان‌هاى سفيدش خندان است مانند مرواريدهاى براق .