تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦

1443 - مسافر همه‌جا

ألف النوى حتى كأنّ رحيله * للبين رحلته إلى الأوطان
( ناشناس ) * * * با تمامى كره زمين انس گرفت و با همه‌جا آشنا شد تا آن‌جا كه گويى مسافرت او براى هر جايى مانند سفر به وطن و شهر خود شده است .

1444 - غالب و مغلوب

ردفه زاد في الثقالة حتّى * أقعد الخصر و القوم السويا نهض الخصر و القوام و قاما * و ضعيفان يغلبان قويّا
( امير علاء الدّين ) * * * آن قدر سرين او در سنگينى زياد شد تا اين‌كه پهلو و پاهاى محكم و مستقيم را خميدگى داد و آن‌ها را كج نمود . پس پهلو و پاها به‌پا خواستند و ايستادند و همواره دو ضعيف بر يك قوى پيروز هستند .

1445 - ماه خجل

و مليح قد أخجل الغصن و البد * رقواما رطبا و وجها جليا غلب الصبر في لقانا ظريه * و ضعيفان يغلبان قويا
( جمال الدّين محمد بن نباته ) * * * و زيبارويى نمكين كه ماه تمام و شاخه‌هاى نازك بيد را شرمنده كرد ، در حسرت روى روشنش و نازكى قد و قامتش . پس صبر در برخورد با دو چشمش پيروز شد و دو ضعيف همواره يك قوى را مىبرند .

1446 - در تنهايى سفر

أهمّ بشىء و الليالي كأنها * تطاردني من كونه و أطارد وحيدا من الخلان في كل بلدة * إذا عظم المطلوب قل المساعد و تسعدني في غمرة بعد غمرة * سبوح لها منها عليها شواهد