1443 - مسافر همهجا
ألف النوى حتى كأنّ رحيله * للبين رحلته إلى الأوطان
( ناشناس )
* * * با تمامى كره زمين انس گرفت و با همهجا آشنا شد تا آنجا كه گويى مسافرت او براى هر جايى مانند سفر به وطن و شهر خود شده است .
1444 - غالب و مغلوب
ردفه زاد في الثقالة حتّى * أقعد الخصر و القوم السويا
نهض الخصر و القوام و قاما * و ضعيفان يغلبان قويّا
( امير علاء الدّين )
* * * آن قدر سرين او در سنگينى زياد شد تا اينكه پهلو و پاهاى محكم و مستقيم را خميدگى داد و آنها را كج نمود . پس پهلو و پاها بهپا خواستند و ايستادند و همواره دو ضعيف بر يك قوى پيروز هستند .
1445 - ماه خجل
و مليح قد أخجل الغصن و البد * رقواما رطبا و وجها جليا
غلب الصبر في لقانا ظريه * و ضعيفان يغلبان قويا
( جمال الدّين محمد بن نباته )
* * * و زيبارويى نمكين كه ماه تمام و شاخههاى نازك بيد را شرمنده كرد ، در حسرت روى روشنش و نازكى قد و قامتش . پس صبر در برخورد با دو چشمش پيروز شد و دو ضعيف همواره يك قوى را مىبرند .
1446 - در تنهايى سفر
أهمّ بشىء و الليالي كأنها * تطاردني من كونه و أطارد
وحيدا من الخلان في كل بلدة * إذا عظم المطلوب قل المساعد
و تسعدني في غمرة بعد غمرة * سبوح لها منها عليها شواهد