تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
دليل ديگر آيهء كريمهء :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
« 1 » و قول خداوند تعالى كه حكايت از منكرين برانگيخته شدن بعد از مرگ است
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا
« 2 » مشير به آن است و همانا اراده كرده نحيى و نموت و آيهء كريمهء :
إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ
« 3 » نيز مقوى قول است ؛ چه رفع حضرت موسى پيش از وفات بوده و قول شاعر نيز دليل ظاهرى است كه گفته :
حتى إذا رجب تولى و إنقضى * و جماديان و جاء شهر مقبل
* * * ماه رجب آغاز شد و به پايان رسيد و دو جمادى و ماه خدا بعد از آن مىآيد . « 4 »

1370 - از واجبات

« صلاح الدّين صفدى » گفته : اين‌كه ترتيب وضو را از « واو عاطفه » نسبت به شافعى داده‌اند ، غلط گفته‌اند . چه شافعى ترتيب از در سياق و نظم و تأليف آيه گفته حق تعالى كه وجوه را ذكر فرموده ، وزنش « فعول » است مثل « رؤس » و « ايدى » را گفته وزنش « افعل » است مثل « ارجل » . ممسوحى در بين اين دو مغسول وارد و از جنايس قطع نظر فرموده است . همانا حكمت در ترتيب آن بوده و الّا احسن بالبلاغه اين بود كه بگويد : « و ايديكم و ارجلكم و امسحوا برؤسكم » چنان چه بگويى : « رأيت زيدا و عمروا و دخلت الحمّام » ليكن اگر بگويى : « رأيت زيدا و دخلت الحمّام و رأيت عمروا » كلامى گفته از سلاست دور و از خدا چه كسى نكوتر سخن مىگويد ؟ مسح در غسل موجود و غسل در مسح موجود نيست . پس غاسل ، ماسح است و ماسح غاسل نيست . غسل اقرب به احتياط است و همچنين فرض غسل محدود ، چنان‌چه در يدين تا مرافق و رجلين تا كعبين ، پس به اين ترتيب غسل رجلين از جملهء واجبات است .

1371 - خال سبز

ما ابصرت عيناى أحسن منظرا * فيما رأت عيني من الأشياء
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 15 . ( . . . و ما عذاب‌كننده نبوده‌ايم تا وقتى كه رسولى بفرستيم ) . ( 2 ) . سورهء جاثيه ، آيهء 24 . ( و گفتند : جز زندگى دنيوى ما هيچ نيست ؛ مىميريم و زنده مىشويم . . . ) . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 55 . ( . . . من تو را برگرفته و بالا مىبرم . . . ) . ( 4 ) . ( مراد اينست واو در اين‌جا فقط به معنى جمع است نه ترتيب زيرا ماه جمادى قبل از رجب است ) .