تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
مىباشد . اى كسى كه ته مانده خوشى را مىخواهى استفاده كنى ، درحالىكه تمام خوشىهاى زندگى تاريك و كدورت است قسمت صافى و خوب عمر خود را در همان اوايل زندگى از دست دادى . چرا اين‌قدر خود را درياى مشكلات غوطه‌ور مىسازى درحالىكه نمى از آن براى تو كافى است ! مملكت و پادشاهى قناعت احتياج به هيچ ياور و نگهبانى لازم ندارد و از آن هراسى نيست . قناعت پيشه كن تا سرورى و بزرگى بينى و هيچ‌گاه طمع مكن كه ذليل و خوار مىشوى و هيچ‌گاه عجله نكن زيرا باعث لغزش تو مىشود و هيچ‌گاه به وقت و مهلتى كه دارى مغرور نباش . آرزوى جاودانگى دارى در خانه‌اى كه هيچ قرار و آرامش و ثباتى ندارد و آيا شنيده‌اى سايه‌اى ثابت باشد و از جايى به جايى نرود ؟ و اى كسى كه به اسرار مهمى اطلاع پيدا كردى ، سكوت كن پس در سكوت از هر لغزشى در امان خواهى بود . تو را براى كارى پيش انداخته‌اند كه اگر خوب بينا شوى و نفهمى ، از خودت بترس و مراقب خود باش و زمانىكه در اختيار تو قرار داده‌اند آسوده خاطر مباش !

1368 - انصاف روزگار

شكا ابن المؤيد من عزله * و ذم الزمان و أبدي السفه فقلت له لا تذم الزمان * فتظلم أيامه المنصفه و لا تعجبن إذا ما صرفت * فلا عدل فيك و لا معرفه
( شهاب الدّين ابن عنيز ورّاق ) * * * « ابن مؤيد » از عزل خود شكايت كرد و زمانه را نكوهش كرد و بىعقلى خود را نشان داد . پس به او گفتم : زمانه و روزگار را نكوهش مكن زيرا به روزگار هم ظلم خواهى كرد ، در روزهايى كه باانصاف است . و هيچ تعجب نكن كه تو را تغيير دادند زيرا نه عادل بودى و نه شناخت و معرفت داشتى .

1369 - جمع مطلق

واو عاطفه جمع مطلق راست و مقتضى ترتيب نيست . مانند : قول خداوند تعالى :
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
« 1 » هرگاه ترتيب مىبود ، انذار تالى عذاب نمىشد ، چه انذار پيش از عذاب است .
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيهء 18 . ( . . . پس چگونه بود عذاب من و هشدارهايم ؟ ) .