1224 - در تغيير زمانه
بيني توبغا ملك مغيّر گشته * در وقت غلط ، زير و زَبِرتر گشته
در سال غلب اگر بمانى ، بينى * مُلك و ملل مذهب و دين برگشته
( سلطان الغ بيك گوركانى )
1225 - سرّ عيان
در الف و ثَلثين دو قرآن مىبينم * وز مهدى و دجّال ، نشان مىبينم
يا ملك شود خراب ، يا گردد دين * سرّيست نهان و من عيان مىبينم
( محقّق توسى )
1226 - مثلهاى عاميانه
الحاوى لا ينجو من الحيّات .
مارگير از مارها نجات نمىيابد .
الشاة المذبوحة لا يؤلمها سلخ .
گوسفند سربريده از سلاخى درد نمىبيند .
طلع فى قرد كنيف فقال هذا المرآة لهذا الوجه الظريف .
كنه از زبالهدان بيرون آمد پس گفت : اين آينه براى اين صورت زيباست .
الغائب حجته معه .
هرچيزى كه غايب باشد دليلش را با خود دارد .
النكاح يفسد الحبّ .
ازدواج عشق را از بين مىبرد .
النصح بين الناس تقريع .
نصيحت كردن نزد مردم زلزله ( موجب جدايى مىشود ) است .
الحولاء مع العوراء ، ملوزة العينين .
زن چشمچپ با يك چشم ، چشمانش بادامى است ( زن يك چشم ، چپچشم را چشم بادامى مىگويد ) .
الحرّ حرّ و لو مسّه الضرّ .
آزاده ، آزاد است اگرچه به او ضرر برسد .