مىگويد : ابن عباس مىگفت : مصيبت آنجا به نهايت رسيد كه اختلاف و همهمهء ايشان ، ميان آن حضرت و نگارش آن كتابت مانع انداخت . « 1 »
* باب حوض كوثر : يحيى بن حماد ، از ابو عوانه ، از سليمان ، از شقيق ، از عبد الله ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت مىكند كه فرمود : من قبل از همهء شما بر حوض وارد مىشوم ؛ و نيز عمرو بن على ، از محمد بن جعفر ، از شعبه ، از مغيره ، از اباوائل ، از عبد الله ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت مىكند كه فرمود : من پيش از شما بر حوض وارد مىشوم ! سپس مردانى از شما نزد من بالا مىآيند ، درحالىكه از شرمندهاند . مىگويم : خدايا اصحاب من ! خطاب مىرسد : تو نمىدانى كه پس از تو چه حادثههايى ايجاد كردند ! ؟ « 2 »
عبد العزيز بن مسلم بن ابراهيم ، از وهيب ، از انس ، از پيامبر روايت مىكند كه فرمود : گروهى از اصحاب من در حوض بر من وارد مىشوند و از روى من شرمسار مىگردند . مىگويم : اينان اصحاب مناند . خطاب مىرسد : نمىدانى بعد از تو چه كردند ؟ « 3 »
سعيد بن ابى مريم ، از محمد بن مطرف ، از ابو حازم ، از سهل بن سعد ، از پيامبر روايت مىكند كه فرمود : من پيش از همه بر حوض وارد مىشوم و كسى كه بر من بگذرد ، مىنوشد و كسى كه بنوشد ، هرگز سيراب نشود ، پس گروهى نزد من آورده مىشوند كه من ايشان را و ايشان من را مىشناسند و سپس ميان من و ايشان حايلى واسطه مىشود .
ابو حازم مىگويد : نعمان بن ابى العباس اين را از من شنيد و پرسيد : اينگونه از سهل شنيدى ؟
گفتم : بلى ، گفت : از ابى سعيد خدرى شنيدم كه اينها را اضافه كرد : آنگاه پيامبر فرمود : مىگويم :
اينها امت من هستند ؛ خطاب مىآيد : تو نمىدانى كه چه حادثهها بعد از تو آفريند ؟ پس مىگويم دور باد ، دور باد كسى كه بعد از من تغيير ايجاد كرد .
احمد بن شبيب بن سعيد حيطى نقل مىكند ، از پدرش ، از يونس ، از ابن شهاب ، از سعيد بن مسيب ، از ابى هريره از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كه فرمود : روز قيامت گروهى اصحاب من بر من وارد مىشوند و از كنار حوض رانده مىشوند ؛ مىگويم : خدايا اصحاب منند ؛ خطاب مىرسد : تو نمىدانى كه بعد از تو چه كردند ؟ آنها با ارتداد خويش به قهقرا بازگشت نمودند .
شعيب از زهيرى روايت مىكند كه گفت : ابو هريره با كلمهء « يجلون » يعنى رانده مىشوند ، از
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 10 .
( 2 ) . همان ، ج 7 ، ص 206 .
( 3 ) . همان ، ج 7 ، ص 207 .