چه صاحب « الكشّاف » ، نصّ بر آن كرده و در كلمه موصول كه
« الَّتِي »
باشد ، اختلاف نموده است .
ائمّه عليهم السّلام برآنند كه مراد به آن ، بيت المقدّس و جعل ، جعل منسوخ است و آنانكه گفتهاند :
حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله در مكّه هم به جانب كعبه روى آورده ، محتمل است به اعتبار اينكه مدنى در مدينه روى به جانب بيت المقدّس كرده ، جعل ، جعل منسوخ و به اعتبار نماز در مكّه جعل ناسخ باشد .
« بهايى » گفته : معلوم است اينكه « بيضاوى » روايت « ابن عبّاس » را به اينكه جعل منسوخ است ، دليل ساخته ، كلام لاطايل است . صاحب « الكشّاف » بعد از گفتن كلامى كه ناسخ و منسوخى جعل از آن مستفاد مىشد ، روايت « ابن عبّاس » را در تفسير اين آيه ذكر نموده و مقصودش بيان مذهب وى بوده ، چنانچه در اكثر آيات مذهبش را بيان كرده و « بيضاوى » چنان استنباط نموده كه مقصود صاحب « الكشّاف » از نقل روايت « ابن عبّاس » استدلال بر جواز ارادهء منسوخ شدن « جعل » است . باز « بهايى » گفته : در كلام « امام رازى » در « تفسير كبير » چه جعل را به شرع او حكم تفسير كرده و گفته معناى آيه اين است : قبله را كه اكنون تو برآنى ، از بهر تو روا نديدهايم و تو را به استقبال آن محكوم نساختهايم ، مگر از بهر اينكه بدانيم از يهود كه تو را متابعت مىنمايند ، « امام رازى » گفته : در قوله تعالى
. . . الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها . . .
مفعول دوم جعل است نه صفت قبله و حال آن كه او آخر كلامش منافى يكديگرند .
876 - مدارا با اهل زمانه
چه خوش گفته :
لا أشتكي زمني هذا فأظلمه * و إنما أشتكي من أهل ذا الزمن
هم الذئاب التي تحت الثياب فلا * تكن إلى أحد منهم بمؤتمن
قد كان لي كنز صبر فافتقرت إلى * إنفاقه في مداراتي لهم ففني
( ناشناس )
* * * از زمانه و اينكه آن را سياه كنم گلايه نمىكنم ؛ گلايهء من از اهل اين زمانه است كه چون گرگى زير لباس مخفى شدهاند و كسى از ايشان در امنيت خاطر نيست .
همانا مرا گنجينهاى از صبر بود كه به خاطر مداراى با مردم ، آن را انفاق كردم و آن گنجينه در اين راه تمام شد .