اصول و شيوه كار اين توصيف علمى ، همان اصول كلى براى همه جلدهاى ديگر است ؛ اين شيوه توسط ان . د . ميكلوخا - ماكلاى در پيشگفتار مربوط به چاپ اول تنظيم شده است . علاوه بر اين هر يك از چاپها ويژگىهاى خاص خود را مطابق با موضوع نسخهء خطى مورد بررسى دارند . اصول مربوط به توصيف نسخهء خطى آثار ادبى به سرپرستى پرفسور آ . ان . بولديرف مشخص شدهاند .
در همين ارتباط ، بيش از هر چيز بايد به شرطى بودن مفهوم « آثار ادبى » به كار برده شده توسط محققان براى معناى موضوع چاپ حاضر اشاره كرد . در قرون وسطى در ايران ، اين مفهوم اغلب با آثار منظوم در ارتباط بود . نسخهء مورد بررسى موجود در تركيب مجموعه نسخهء خطى يعنى كليات ، ديوانها و مجموعهها ، و همچنين نسخهء مستقل و پراكنده ، حاكى از اين امر هستند . اين آثار تقريبا همه گونههاى نظم كلاسيك فارسى را از شعرهاى حماسى بزرگ ( گاهى در مجموعههاى باصطلاح « خمسه » ) تا كوچكترين رباعى يا فرمهاى مينياتورى ( اشعار يك بيتى ) را به تصوير مىكشند ، كه اين آثار در ميان نسخهء كارهاى نمايندگان قديمىتر آنها قرار گرفتهاند .
آنچه كه گفته شد بدين معنا نيست كه ادبيات ملت ايران در تاريخ خود نثر را نمىشناختهاند . بلكه ادبيات ملت ايران در شكل نوشتارى به صورت آثار غير هنرى نيز مانند آثار تاريخى ، جغرافيايى ، رياضيات و غيره وجود داشته است ، و همچنين موضوعات معروفى در آن براى « خواندن تفننى » موجود بوده است . ( كه گاهى اين آثار ، شعر را نيز دربرمىگرفتند و به صورت استعارهاى ، آنها را « شير و شكر » مىنامند ) . از اين رو در ادبيات فارسى ، تصور درباره « شعر » ، به عنوان مرواريدى « به نخ كشيده » ( نظم ) ، و درباره « نوشتههاى فاقد شعر » ، به عنوان مرواريدى « پراكنده » ، تلقى مىشده است . همچنين مشخص است كه ادبيات ايران با معيارهاى قديمى هنرى بودن ، مرتبط است . اصطلاح « نثر هنرى » كه در ادبيات علمى براى دستهبندى كردن آثار به كاربرده مىشود ، كاملا قرار دادى است .
نثر به عنوان زمينهاى از هنر لفظى در ادبيات فارسى ، تحت تاثير ادبيات اروپا ، با بوجود آمدن سبكهايى چون رمان ، داستانهاى كوتاه و بلند به عنوان شكلهاى اصلى آن پديدار شده است .
آثار ارائه شده نويسندگان در اينجا ، بدين دليل قابل توجه است كه محدود به مرزهاى هنرى شعرى نمىشود . بلكه در ميان آنها آثارى نيز كه به زمينه ادبيات هنرى و به خصوص شعر مربوط نمىشوند ، سهم چشمگيرى را به خود اختصاص دادهاند . براى مثال ، « وجهدين » ، « مراتالمحققين » ، « ارشادالسالكين » و ديگرآثار تاريخى - فلسفى ناصر خسرو ( شمارههاى 20 ، 18 ، 10 فهرست توصيفى حاضر را مشاهده كنيد ) ، « تذكرهالاولياء » فريدالدين عطار ( شماره 108 توصيف حاضر را مشاهده كنيد ) و نمونههايى از آثار خاقانى كه در تركيب كليات وى بدست ما رسيده است ( شماره 53 فهرست حاضر را مشاهده كنيد ) .
براى اينكه امكان تصور جامعترى درباره هر نويسنده ، ويژگى و اهميت اثر او را در اختيار خواننده بگذاريم ، ما مجبور شديم كمى پا را از قالب موضوعى نسخهء خطى فراتر نهيم وآثارى كه با معيار هنرى بودن قرن حاضر و همچنين در معناى قرون وسطايى آن مطابقت ندارند را نيز وارد موضوع توصيف حاضر كنيم . همچنين نسخههاى متفرقه و ناتمام نيز كه در آلبومهاى ادبى از نوع مجموعهاى نگهدارى مىشوند از اين قاعده مستثنى نيستند ( اطلاعاتى درباره اين آثار در آخر توصيف آثار هر نويسنده آمده است ) .
براى توصيف علمى نسخهء ، مختصات گوناگون از جمله ؛ متنشناسى ، اطلاعات ظاهرى يعنى نوشتارى نسخه ( ويژگىهاى نوشته ، كاغذ ، صفحه بندى و جوهر و غيره ) و اطلاعات مربوط به كتابشناسى آمده است . كمك اين علائم معمولا تصور درباره تاريخ نوشتن آن اثر ( در صورت نبود تاريخ ) ، و نوع تركيب و چگونگى ( نگهدارى ) آن را بدست مىدهد . بررسى اثر نوشته شده ، تعيين سطح اهميت آن براى علم ، بدون مطالعه متنشناسى آن ، در صورت وجود نمونههاى متفاوت چاپ خاص اثر ممكن نيست . درك انتقادى متن ، خصوصيات منحصر به فرد نسخه مورد بررسى ، ويژگى و اصل آن را آشكار مىكند و گاهى حقيقتهاى ناآشنايى از زندگى و فعاليت نويسنده را مشخص مىكند . چنان كه ديدگاه جديدى از شعر خاقانى يعنى دو زبانه بودن آن مشخص شده است . برخى از اشعار عربى مشاهده شده در ديوانهاى خاقانى قبلا به عنوان نمونهاى از نوشتارى به زبان بيگانه تلقى مىشدند . اما در دهها اثر به زبان عربى ما را به اين امر متقاعد مىكند كه زبان عربى نيز براى خاقانى همچون
فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: ان . دى ميكلوخو ماكلاى
ص٤٥٤