تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
اصول و شيوه كار اين توصيف علمى ، همان اصول كلى براى همه جلدهاى ديگر است ؛ اين شيوه توسط ان . د . ميكلوخا - ماكلاى در پيشگفتار مربوط به چاپ اول تنظيم شده است . علاوه بر اين هر يك از چاپ‌ها ويژگىهاى خاص خود را مطابق با موضوع نسخهء خطى مورد بررسى دارند . اصول مربوط به توصيف نسخهء خطى آثار ادبى به سرپرستى پرفسور آ . ان . بولديرف مشخص شده‌اند . در همين ارتباط ، بيش از هر چيز بايد به شرطى بودن مفهوم « آثار ادبى » به كار برده شده توسط محققان براى معناى موضوع چاپ حاضر اشاره كرد . در قرون وسطى در ايران ، اين مفهوم اغلب با آثار منظوم در ارتباط بود . نسخهء مورد بررسى موجود در تركيب مجموعه نسخهء خطى يعنى كليات ، ديوان‌ها و مجموعه‌ها ، و همچنين نسخهء مستقل و پراكنده ، حاكى از اين امر هستند . اين آثار تقريبا همه گونه‌هاى نظم كلاسيك فارسى را از شعرهاى حماسى بزرگ ( گاهى در مجموعه‌هاى باصطلاح « خمسه » ) تا كوچكترين رباعى يا فرم‌هاى مينياتورى ( اشعار يك بيتى ) را به تصوير مىكشند ، كه اين آثار در ميان نسخهء كارهاى نمايندگان قديمىتر آن‌ها قرار گرفته‌اند . آن‌چه كه گفته شد بدين معنا نيست كه ادبيات ملت ايران در تاريخ خود نثر را نمىشناخته‌اند . بلكه ادبيات ملت ايران در شكل نوشتارى به صورت آثار غير هنرى نيز مانند آثار تاريخى ، جغرافيايى ، رياضيات و غيره وجود داشته است ، و همچنين موضوعات معروفى در آن براى « خواندن تفننى » موجود بوده است . ( كه گاهى اين آثار ، شعر را نيز دربرمىگرفتند و به صورت استعاره‌اى ، آن‌ها را « شير و شكر » مىنامند ) . از اين رو در ادبيات فارسى ، تصور درباره « شعر » ، به عنوان مرواريدى « به نخ كشيده » ( نظم ) ، و درباره « نوشته‌هاى فاقد شعر » ، به عنوان مرواريدى « پراكنده » ، تلقى مىشده است . همچنين مشخص است كه ادبيات ايران با معيارهاى قديمى هنرى بودن ، مرتبط است . اصطلاح « نثر هنرى » كه در ادبيات علمى براى دسته‌بندى كردن آثار به كاربرده مىشود ، كاملا قرار دادى است . نثر به عنوان زمينه‌اى از هنر لفظى در ادبيات فارسى ، تحت تاثير ادبيات اروپا ، با بوجود آمدن سبك‌هايى چون رمان ، داستان‌هاى كوتاه و بلند به عنوان شكل‌هاى اصلى آن پديدار شده است . آثار ارائه شده نويسندگان در اين‌جا ، بدين دليل قابل توجه است كه محدود به مرزهاى هنرى شعرى نمىشود . بلكه در ميان آن‌ها آثارى نيز كه به زمينه ادبيات هنرى و به خصوص شعر مربوط نمىشوند ، سهم چشمگيرى را به خود اختصاص داده‌اند . براى مثال ، « وجه‌دين » ، « مرات‌المحققين » ، « ارشادالسالكين » و ديگرآثار تاريخى - فلسفى ناصر خسرو ( شماره‌هاى 20 ، 18 ، 10 فهرست توصيفى حاضر را مشاهده كنيد ) ، « تذكره‌الاولياء » فريدالدين عطار ( شماره 108 توصيف حاضر را مشاهده كنيد ) و نمونه‌هايى از آثار خاقانى كه در تركيب كليات وى بدست ما رسيده است ( شماره 53 فهرست حاضر را مشاهده كنيد ) . براى اين‌كه امكان تصور جامع‌ترى درباره هر نويسنده ، ويژگى و اهميت اثر او را در اختيار خواننده بگذاريم ، ما مجبور شديم كمى پا را از قالب موضوعى نسخهء خطى فراتر نهيم وآثارى كه با معيار هنرى بودن قرن حاضر و همچنين در معناى قرون وسطايى آن مطابقت ندارند را نيز وارد موضوع توصيف حاضر كنيم . همچنين نسخه‌هاى متفرقه و ناتمام نيز كه در آلبوم‌هاى ادبى از نوع مجموعه‌اى نگهدارى مىشوند از اين قاعده مستثنى نيستند ( اطلاعاتى درباره اين آثار در آخر توصيف آثار هر نويسنده آمده است ) . براى توصيف علمى نسخهء ، مختصات گوناگون از جمله ؛ متن‌شناسى ، اطلاعات ظاهرى يعنى نوشتارى نسخه ( ويژگىهاى نوشته ، كاغذ ، صفحه بندى و جوهر و غيره ) و اطلاعات مربوط به كتابشناسى آمده است . كمك اين علائم معمولا تصور درباره تاريخ نوشتن آن اثر ( در صورت نبود تاريخ ) ، و نوع تركيب و چگونگى ( نگهدارى ) آن را بدست مىدهد . بررسى اثر نوشته شده ، تعيين سطح اهميت آن براى علم ، بدون مطالعه متن‌شناسى آن ، در صورت وجود نمونه‌هاى متفاوت چاپ خاص اثر ممكن نيست . درك انتقادى متن ، خصوصيات منحصر به فرد نسخه مورد بررسى ، ويژگى و اصل آن را آشكار مىكند و گاهى حقيقت‌هاى ناآشنايى از زندگى و فعاليت نويسنده را مشخص مىكند . چنان كه ديدگاه جديدى از شعر خاقانى يعنى دو زبانه بودن آن مشخص شده است . برخى از اشعار عربى مشاهده شده در ديوان‌هاى خاقانى قبلا به عنوان نمونه‌اى از نوشتارى به زبان بيگانه تلقى مىشدند . اما در ده‌ها اثر به زبان عربى ما را به اين امر متقاعد مىكند كه زبان عربى نيز براى خاقانى همچون