( 669 ) 15 . شماره نسخه :
2447
نام كتاب : حكايت
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل سه داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
1 . يكى از داستانهاى بدون عنوان اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود :
« حكايت سلطان حسين ميرزا چنين آورده ( كذا ) كه سلطان حسين ميرزا را دو حرم بود روزيكه سلطان حسين را آرزوى روى حيات « 1 » شد اما حيات را عذرى واقع شده بود احوالى خود را عرض كرده . . . . . . . . . . . »
اين داستان ، واريانت ديگرى از
No 6 / 6
است ، كه در آنجا نيز عنوان داستان وجود ندارد . اسامى شعرا در اينجا ؛ ملا انيس ، ملا عرفى ، رونقى و خواجه خسرو است . داستان با بخشيدن خسرو به پايان مىرسد . سلطان به او پيشنهاد مىكند كه پاداشى را به سليقه خود انتخاب كند ، و خسرو از سلطان مىخواهد كه او را با نام نغمه سراى دربار بخواند .
2 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود :
« يك روز سلطان همراه چند از محرمان نزديك خود براى شكار بيرون شهر اراده كرده بود كه به يك قريه از قريههاى هرات رسيد . . . . . . . . . . »
و اما داستان : سلطان حسين به هنگام شكار در حوالى يكى از روستاهاى هرات ، دختر زيبايى را مىبيند كه به سلطان هم به زبان فارسى و هم به زبان تركى به خوبى پاسخ مىدهد . حسين به مير على شير دستور مىدهد كه آن دختر را با خود ببرند .
3 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود :
« يك روزى سلطان حسين نشسته بود كه عادت سلطان همين بود كه هر مردى كه به خدمت سلطان آمده يك بيتى يا مصراعى گويد . . . . . . . . . »
و اما داستان : روزى دهقانى اهل حوالى هرات در دربار سلطان حسين بوده است و با ذكاوت و هوش خود مورد لطف و محبت سلطان قرار مىگيرد .
تاريخ كتابت : سال 1278 قمرى / 55 - 1854 ميلادى .
مكان كتابت : آسياى مركزى ( بلخ ) .
نام كاتب : نيامده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط مالچانف در سال 190 ميلادى از مسكو به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
اندازه صفحه : 26 * 5 . 15 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : متن كتاب در حاشيه يك اثر ديگرى در 4 برگ ؛ ( اين نسخه خطى در مجموع داراى 310 برگ مىباشد ) .
تعداد سطور : سطر ؛ اندازه متن : 5 . 16 * 8 سانتيمتر ، اما حاشيه اين 4 برگ به عرض 5 . 4 سانتيمتر مىباشد .
نوع كاغذ : كاغذ شرقى .
نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه نوشته شده است .
نوع خط : خط نستعليق ، صفحات ديگر با دست خط ديگرى نوشته شده است .
نوع جلد : صحافى آسياى مركزى ، مقوايى ، با صفحه رويى كاغذى آلبالويى رنگ ، با سه طرح ترنج ، يكى از ترنجها به نام صحاف ملا عبدالقادر صحاف به تاريخ 1268 قمرى / 52 - 1851 ميلادى مىباشد .
( 670 ) 16 . شماره نسخه :
A 762 ( Nov . 488 )
نام كتاب : حكايت
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل دو داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
يكى از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« اما راويان اخبار و ناقلان آثار و محدثان داستان بوستان كهن و خوشه چينان خرمن چنين روايت مىكنند كه حضرت مولوى در سراى خود نشسته بودند كه از در بارگاه قلندرى در آمد . . . . . . . . . »
موضوع اين داستان با
No 8 / 3
مطابقت دارد ، كه در آنجا نيز داستان عنوان ندارد .
در اينجا متن داستان به طور كامل رونويسى نشده است .
يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« نقل است كه سلطان ابراهيم ادهم پير شده بودند مريدان گفتند . . . . . . . »
و اما داستان : مريدان به ابراهيم ادهم گفتند كه اسبى براى سواركارى بخرد . اما ابراهيم ادهم جواب مىدهد كه اسبهاى باوفاى او تشكر و صبر و ديگر كارهاى نيك است .
هامش
( 1 ) . نام يكى از حرم يا كنيزها . ويراستار