تاريخ كتابت : قرن هجدهم ميلادى .
مكان كتابت : هندوستان ( ؟ ) .
نام كاتب : نيامده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط آ . كان در سال 1890 ميلادى به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
اندازه صفحه : 5 . 30 * 2 . 19 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 2 برگ ؛ ( اين نسخه خطى در مجموع داراى 166 برگ مىباشد ) .
تعداد سطور : 19 سطر ؛ اندازه متن : 20 * 5 . 11 سانتيمتر . نوع كاغذ : كاغذ شرقى .
نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، عناوين و برخى واژهها با جوهر قرمز ( شنگرف ) نوشته شده است .
نوع خط : خط نستعليق گاهى شكسته ، متن كتاب داراى طرح حاشيهاى با خطوط قرمز رنگ مىباشد .
نوع جلد : صحافى مقوايى ، با صفحه رويى كاغذى آبى ، با عطف چرم مصنوعى مىباشد . صحافى آن مورد بازسازى قرار گرفته است .
( 673 ) 19 . شماره نسخه :
693 ( 842 d )
نام كتاب : حكايت
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل دو داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
اين داستان بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« راويان اخبار و ناقلان آثار محدثان داستان بوستان و خوشه چينان خرمن سخن چنين روايت كردهاند كه چون بعد از وفات حضرت امير المومنين ابوبكر صديق رضى الله خلافت به حضرت اميرالمومنين عمر بن الخطاب رضى الله عنه قرار يافت روزى زن جميله پيش حضرت عمر آمد گفتاى عمر شوهر من مدت چند سال است كه غايب شده است . . . . . . . . . »
و اما داستان : هفت سال پس از ناپديد شدن تميم بن حبيب انصارى ، خليفه عمر به زنش اجازه ازدواج مجدد مىدهد . اما ناگهان تميم پيدا مىشود . تميم ، زنش و شوهر جديد هر سه نزد خليفه مىروند ، و تميم براى او از ماجراهاى عجيب خود با ديوها و پرىها و پيامبرها تعريف مىكند . تميم به خاطر ايمان به خدا از خطرات نجات مىيابد و به مدينه برمىگردد . عمر نيز شوهر جديد را از آن زن جدا مىكند و به تميم برمىگرداند .
حكايت ادهم سقاى ( كذا ) پدر سلطان ابراهيم ادهم نوره مرقده
موضوع اين داستان با
No 6 / 1
مطابقت دارد . در اينجا برخى قسمتهاى داستان به صورت مفصلتر شرح داده شدهاند .
تاريخ كتابت : سال 1274 قمرى / 58 - 1857 ميلادى .
مكان كتابت : آسياى مركزى .
نام كاتب : نيامده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط ك . زالمان در سال 1897 ميلادى به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
اندازه صفحه : 27 * 15 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 30 برگ ؛ ( اين نسخه خطى در مجموع داراى 153 برگ مىباشد ) .
تعداد سطور : 15 سطر ؛ اندازه متن : 16 * 7 سانتيمتر . نوع كاغذ : كاغذ شرقى .
نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، برخى اسامى خاص و عنوانها با جوهر قرمز ( شنگرف ) نوشته شده است . صفحات 101 - 106 داراى حاشيهاى با خطوط رنگى مىباشد .
نوع خط : بسيار متفاوت مىباشد .
نوع جلد : صحافى آسياى مركزى ، مقوايى ، با صفحه رويى سبز رنگ ، با سه طرح ترنج قرمز با عطف چرمى قرمز رنگ است .
( 674 ) 20 . شماره نسخه :
2038
نام كتاب : حكايت
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل دو داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
يكى از داستانهاى بدون عنوان اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود :
« اما راويان اخبار و ناقلان آثار محدثان داستان بوستان كهن و خوشه چينان خرمن سخن چنين روايت مىكنند كه روزى از روزها حضرت مولوى در سراى بارگاه خود نشسته بود . . . . . . . »
موضوع اين داستان با
No 8 / 3
مطابقت دارد ، كه در آنجا نيز عنوان داستان وجود ندارد . در اينجا قلندر مىگويد كه از بدخشان آمده است . و سلطان از مير عليشير نه تنها ناراحت نمىشود ، بلكه او طرف مشورت خود قرار مىدهد .
يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود :
« روايت كرده شده است از عبدالله بن عباس رضى الله تعالى عنهما كه نشسته بودم نزديك پيغمبر عليه السلام كه بخنديد و گفت . . . . . . . . . »