خدا به زبان على عليه السّلام سخن گفت
: در « مناقب خوارزمى » ، از « عبد الله عمر » روايت شده كه گفت : از پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شنيدم در پاسخ كسى كه از او پرسيد ، خدا در شب معراج با چه زبانى با تو سخن گفت ؟ فرمود : با زبان على عليه السّلام ، سپس به من الهام شد و گفتم : خدايا مرا خطاب ساختى يا على عليه السّلام را ؟ فرمود : اى احمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم من شيئى هستم نه چون اشياء و با مردم مقايسه نمىگردم و به اشياء توصيف نمىشوم ، ( ولى ) تو را از نور خويش و على عليه السّلام را از نور تو آفريدم و به رازهاى دلت نگاه كردم ، ديدم محبوبتر از على عليه السّلام در دلت نيست ، لذا با زبان او مخاطبت ساختم ، تا دلت آرام گيرد .
احاديث بغض و حبّ به امام على عليه السّلام
اين احاديث بسيارند ، از جمله رواياتى است كه صاحب كتاب فردوس از معاذ و او از پيامبر روايت كرده كه فرمود : دوستى على عليه السّلام حسنهاى است كه داشتن آن باعث مىشود كه سيّئه ( و گناه ) زيان نرساند و بغض على عليه السّلام سيّئهاى است كه : با بودن آن حسنه سودى نمىرساند ، ( 1 ) خوارزمى نيز همين را در مناقب روايت كرده است .
نيز در همين كتاب ( فردوس ) از ابن عباس روايت است كه گفت : پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نگاهى به على عليه السّلام كرد و خطاب به او فرمود : تو در دنيا و آخرت سرور هستى كسى كه تو را دوست بدارد ؛ مرا دوست داشته و دوستدار من دوست خداست و كسى كه با تو دشمنى كند ، با من دشمنى كرده و دشمن من دشمن خداست ، پس واى بر كسى كه پس از من با تو دشمنى ورزد ! .
هامش
( 1 ) حبّ على بن ابى طالب حسنة لا تضر معها سيّئة و بغض على سيّئة لا تنفع معها حسنة .