اى انسان منصف و آگاه به شخصيت اين بزرگ مرد ناشناخته ، نگاه كن ، شخصى كه به اتفاق همهء مسلمانان ، يك لحظه به خدا شرك نورزيد و بر روى شانهء پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گام نهاد و حتى افراد انديشمند غير مسلمان عظمت او را ستودهاند و آن را درك كردهاند .
4 - افراط و تفريط در دوستى امام عليه السّلام ممنوع است :
چنانچه اشاره داشتيم ، برخى از مسلمانان ، تا آنجا در بارهء امام عليه السّلام غلو كردند و تحت تأثير بزرگى او قرار گرفتند ، كه قايل به الوهيّت او شدند و به عبادتش پرداختند ، زيرا آثار و افعالى از او مشاهده كردند كه از انسان معمولى صادر نشده است ، پس كسى كه اين مقام و منزلت به او اعطا شده هميشه بزرگ است :
كم بين شكّ في هدايته
و بين من قيل انّه الله ( 1 )
يعنى : چقدر فاصله است ، ميان كسانى كه در هدايت او شك كردند ( مانند خوارج ) و ميان كسانى كه او را خدا دانستند ؟ ! .
[ 5 - على ( ع ) دومين نمازگزار ]
5 - در « مسند احمد حنبل » از « عفيف كندى » نقل است كه گفت : من بازرگان بودم و براى تجارت و خريد اجناس از عباس ( عموى پيامبر ) كه تاجر بود ، به مكه سفر نمودم ، در منا نزد وى نشسته بودم ، كه مردى از خانههاى اطراف بيرون آمد و به آفتاب نگاه كرد و چون ديد غروب كرده به نماز ايستاد ، سپس زنى از همان خانه بيرون آمد و پشت سر او به نماز ايستاد ، آنگاه نوجوانى زيبا روى از همان خانه بيرون آمد و او نيز همراه وى به نماز ايستاد .
از عباس پرسيدم : اين مرد كيست ؟
هامش
( 1 ) چنان كه برخى از دوستداران امام عليه السّلام وقتى كارهاى فوق العاده را از او مشاهده كردند ، گفتند : انت انت ، تو خدا هستى . ( م )