تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

اجر و پاداش خدمتگزار اهل بيت عليهم السّلام

امام صادق عليه السّلام فرمود : در قيامت منادى ندا مىدهد ، اى مردم آرام باشيد ، زيرا محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم با شما سخنى دارد . آنگاه همگى ساكت مىشوند ، و آن حضرت مىايستد و مىگويد : اى مردم ، هر كس چيزى و يا نيكىاى نزد من دارد ، برخيزد ، تا جزايش را بدهم ، مىپرسند : چه كمكى يا نيكىاى ؟ بلكه همهء اينها به خدا و رسول او صلَّى الله عليه و آله و سلَّم تعلق دارد ؟ و آنها به مردم نيكى كرده‌اند ؟ مىفرمايد : هر كس به يكى از اهل بيت من عليهم السّلام پناه داده ، يا نيكى كرده باشد ، يا او را پوشانده باشد ، يا او را در گرسنگى سير كرده باشد ، برخيزد و پاداشش را بگيرد ؟ گروهى كه چنين كرده‌اند برمىخيزند ، و ندا از سوى خدا مىرسد : اى محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اى حبيب من ، پاداش آنها را به تو واگذار نمودم ؟ آنان را در هر كجاى بهشت كه مىخواهى ، ساكن كن ؟ سپس پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آنها را در جايى منزل مىدهد كه از ديد محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و آل عليهم السّلام پوشيده نباشند .

فرشتگان بجاى عبد الله حج نموده‌اند

« ابن جوزى حنبلى » در « تذكرة الخواص » آورده كه : « عبد الله بن مبارك » در يك سال حجّ مىكرد و در يك سال جهاد ، و اين كارش پنجاه سال طول كشيد و در سالى به حج رفت و پانصد دينار با خود برد تا در كوفه شتر بخرد و به حج برود . در اين ميان زنى علوى را در جاى نامناسبى ديد ، كه پر يك مرغابى را مىكند . عبد الله نزد او رفت و گفت : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : به كارى كه به تو مربوط نمىشود ، مپرس ؟ عبد الله گفت : اصرار كردم ، تا سرّ كارش را بگويد ، گفت : عبد الله ، مجبورم كردى تا سرّ خود را فاش كنم ؟
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 388 | الحسن بن محمد الديلمي / علي سلگي نهاوندي