در امّت همهء علم مرا ندارد و خداوند علمى به من داده كه به ديگرى نداده است ، و به فرشتگان و پيامبران علمى داده ، پس آنچه آنان آموختند ، يك جا به من داده شد و آن را به على عليه السّلام آموختم ، پس تو همسر چنين مردى هستى و فرزندانش دو سبط منند .
دخترم ! ما اهل بيتى عليهم السّلام هستيم كه خدا شش خصلت به ما داده ، كه به هيچ كس از اولين و آخرين نداده است ، بهترين پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم پدرت ، و بهترين وصىّ شوهرت و بهترين شهيد عمويت حمزه ؟ پرسيد : پدر جان او سيد شهدايى است كه با او كشته شدند ؟ فرمود : نه ، بلكه سيد شهيدان اول و آخر است جز انبياء و اوصياء و جعفر و دو فرزندم حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام ، سوگند به خدا ، مهدى امت ( عج ) از ماست كه زمين را پس از ظلم و جور پر از عدل مىكند .
سپس به سلمان فرمود : اى سلمان گواه باش كه من با دوستانشان دوست و با دشمنانشان دشمنم ، مگر نه ايشان در بهشت با منند ؟ سپس به على عليه السّلام نگاه كرد و فرمود : اى برادر ، تو پس از من زنده مىمانى و ستمكاريهاى قريش را نسبت به خود مىبينى ، پس اگر يارانى يافتى ، با مخالفت بجنگ و گر نه ، صبر و بيعت كن و خود را به هلاكت مينداز ، زيرا تو نسبت به من چون هارونى نسبت به موسى و شيوهء هارون برايت سرمشق خوبى است ، و ايشان ( قريش ) نسبت به تو چون پيروان هارونند كه به منزلهء گوساله مىمانند ، اى على عليه السّلام اختلاف امّت در علم خدا گذشته و اگر بخواهد ، آنها را متحيّر مىسازد ، تا دو نفر هم اختلاف نكنند ، و مفضول را مقدّم ندارند و اگر بخواهد ، نقمت را به زودى بر آنها وارد مىكند ، اما او دنيا را خانهء عمل و آخرت را خانهء قرار ، معيّن كرده ، تا كسانى كه بد عمل كردند ، كيفر دهد و نيكان را پاداش ، امام عليه السّلام گفت : خدا را شكر بر نعمتهايش و صبر بر بلاهايش .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٥٧