از اسرافيل از خداى بزرگ نقل كرده كه فرمود : من خدايى هستم كه جز من خدايى نيست ، و من با قدرت خود مىآفرينم ، و از ميان خلق هر كس را بخواهم عنوان پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اختيار مىكنم و از ميانشان محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را حبيب و خليل و صفّى خود گردانيدم و او را به عنوان پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به سوى خلقم فرستادم و او سرور و بهترين آنان است و نزد من محبوبترين مخلوقات است ، آنگاه على عليه السّلام را به عنوان برادر و وصىّ او قرار دادم و پس از او آموزگار مردم و خليفهء بر بندگانم مىباشد ، كتاب مرا بر ايشان بيان و با دليل من آنها را رهبرى مىكند ، او را پرچم هدايت و « بابى » كه بايد از آن وارد شد ، تا از آتش ايمن گشت ، معيّن نمودم و او دژ محكم و استوارى است كه با ورود به آن از ناخوشاينديهاى دنيا و آخرت ، نجات مىيابند ، او وجه من است و نبايد از او روى گردان شد و من از او روى نمىگردانم ، او حجّت من در ميان اهل آسمانها و زمين است و عمل كسى را نمىپذيرم ، مگر به امامت او و نبوّت احمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اقرار نمايد ، پس او دست باز من بر بندگان و چشم باز من به سوى خلق است و او رحمت و نعمتى است كه به دوستانم دادهام ، پس كسى را كه دوست بدارم ، از نعمت ولايتش برخوردارش مىكنم ، سوگند به عزّت و جلالم ، كسى او را دوست نمىدارد ، مگر اينكه ، آتش دوزخ بر او حرام شده و به بهشت مىرود و كسى كه با او دشمنى كند و از ولايتش روى بگرداند ، مورد غضب من قرار مىگيرد و به آتش درمىآيد .
پاسخ امام عليه السّلام به پرسشهاى عالم يهودى
روايت شده كه روزى اصحاب پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در مسجد نشسته بودند ، و با يك ديگر در بارهء فضايل او ( پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) بحث مىكردند ، در اين موقع عالمى از علماى يهود از شام وارد شد اين عالم تورات و انجيل و زبور و صحف