تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و اگر اجازهء بازگشت از سوى خدا پيدا نكند ، هوا به باد و باد به آن روح جذب مىشود و به صاحبش بازنمىگردد . در مورد پرسش دوم ، اين است كه در قلب انسان حق و بر روى حق طبقى است اگر در آن وقت بر محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و آل عليهم السّلام درود كامل بفرستد ، آن طبق از روى حق برداشته مىشود و قلب را روشن مىكند و آنچه فراموش كرده ، به يادش مىآيد و اگر درود نفرستاد و يا ناقص فرستاد ، آن طبق بر روى حق منطبق مىگردد و قلب را تاريك مىكند ، و انسان ياد قلبى را فراموش مىكند . و اما پرسش سوم : كه مولود به عمو و دائى شبيه مىشود : اگر مرد با همسرش آميزش نمايد و با دلى آرام و رگهاى هدايت شده و بدن بدون اضطراب ، جماع كند ، نطفه در داخل رحم ساكن مىشود و مولود شبيه پدرش مىگردد . و اگر با دلى نگران هم بستر شود ، نطفه مضطرب مىشود و بر بعضى از رگها متوقف مىگردد ، پس اگر بر عرقى از عموها واقع شود ، به آنها شباهت پيدا مىكند و اگر بر رگى از رگهاى دائيها ، واقع گردد ، به آنها شباهت مىيابد . در اين موقع آن مرد ، به امام على عليه السّلام درود فرستاد و از آنجا خارج شد ، امام عليه السّلام به فرزندش فرمود : ببين به كجا مىرود ؟ حسن عليه السّلام به دنبالش رفت ، ديد ناپديد شد وقتى قضيه را به عرض پدر رساند ، فرمود : آيا او را شناختى ؟ گفت : خدا و رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و امير المؤمنين عليه السّلام داناترند ؟ فرمود : او خضر عليه السّلام بود . ( 1 )

درخواست حدّ از امام عليه السّلام

روزى جوانى خدمت امام عليه السّلام رسيد و عرض كرد : يا امير المؤمنين عليه السّلام حد
هامش
( 1 ) چنان كه ائمه ( عم ) فرمودند : احاديث هم متشابهاتى دارند ، كه انسان از درك آنها ناتوان است ، شايد اين حديث از آن مقوله باشد . ( م )