را از بهشت آورد و در « ركن » قرار داد و مردم آن را « استلام » مىكنند و در آغاز از برف سفيدتر بود ، ولى به علت گناه فرزندان آدم ، تدريجا سياه شد .
يهودى پرسيد : اين امّت چند امام هادى و رهنما دارد كه ديگران نمىتوانند آنها را گمراه كنند ؟ و منزل محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و همراهانش در بهشت كجاست ؟ و همراهانش كيانند ؟ فرمود : ائمهء عليهم السّلام هدايت ، دوازده نفرند ، اما منزل محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در بهترين جاى بهشت است ، كه : « جنّت عدن نام دارد و همراهان او ، همان دوازده نفرند . جوان يهودى گفت : راست گفتى ، به خدا سوگند اين مسائل به خط هارون نوشته و نزد من نگهدارى مىشود ، حال بگو كه آيا وصىّ محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم چقدر عمر مىكند ؟ و آيا به طور طبيعى مىميرد ، يا كشته مىشود ؟
فرمود : من وصىّ محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم هستم و سى سال پس از او زندگى مىكنم ، سپس شقىترين امّت - كه همتاى قاطع ناقهء صالح است - با شمشير بر فرقم مىزند ، و محاسنم به خون سرم خضاب مىگردد .
- و در اينجا امام عليه السّلام گريست - راوى گفت : جوان يهودى فرياد زد : اشهد ان لا إله الَّا الله و انّ محمدا رسول الله ، تو وصى و جانشين و هادى امّت و زندهكنندهء سنّت ، پس از او هستى ، الحمد لله ربّ العالمين .
على عليه السّلام از زبان صحابهء پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم
[ على در كلام حذيفة بن يمان ]
رهنمودهاى امام به حذيفه بن يمان ( ره ) استاندار مدائن
از « حذيفه » روايت شده ، وقتى كه عثمان به خلافت رسيد ، عمويش « حكم بن عاص » و فرزند او « مروان » و « حارث بن حكم » ، در پناه وى