تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
از او كسى را به وجود مىآورم ، كه داعى راه و خازن علم من است ، بنام حسن عليه السّلام سپس اين راه را به فرزندش كه « رحمة للعالمين » است تكميل مىنمايم . او كمال موسى و بهاء عيسى و صبر ايّوب را دارد ، اولياى من در دوران او خوار مىگردند ، و سرهاشان را چون سرهاى ترك و ديلم ، مىبرند و كشته مىشوند و آواره مىگردند و ترسان و هراسانند ، زمين به خونشان رنگين مىگردد ، و بانگ وا ويلا و اندوه از ميان زنانشان بلند مىشود ، آنان دوستان من هستند ، به وسيلهء آنان هر فتنهء كور ( گمراهى ) را دفع مىكنم و به وسيلهء ايشان ، لغزشها را كشف مىنمايم و زنجيرها و كجىها را دفع مىگردانم ، آنان مستحق صلوات ، از سوى خدايشان هستند و هم آنان هدايت يافتگانند . « عبد الرحمن بن سالم » از « ابو بصير » نقل كرده كه اگر در روزگارت ، جز اين حديث را نشناسى براى تو همين بس است و آن را جز بر اهلش بپوشان .

سيماى شكوهمند على عليه السّلام در قيامت

از ابن عباس نقل شده كه : پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : هنگامى كه رستاخيز معاد ، بر پا مىشود ، جبرئيل نزد من مىآيد ، و پرچم حمد را كه هفتاد شاخه است ، به همراه دارد و هر شاخهء آن از خورشيد و ماه ، گسترده‌تر است . در اين موقع من بر كرسىاى از كرسيهاى رضوان كه بر منبرى از منبرهاى قدس نهاده شده ، نشسته‌ام ، و آن را مىگيرم و به دست على عليه السّلام مىدهم ، راوى گفت : عمر برخاست و گفت : چگونه على عليه السّلام توان حمل آن را دارد ؟ با اين كه فرمودى : هفتاد شاخه دارد ؟ فرمود : اى عمر ، آنگاه كه قيامت شود خداوند نيرويى چون نيروى جبرئيل و نورى چون نور آدم ، و حلمى چون حلم رضوان ، و جمالى چون يوسف و صدايى نزديك به صداى داود ، به على عليه السّلام مىدهد ، و اگر بنا نبود كه داود ،