كه نسبت به ذكر حقّ مرتكب گشته و از آن غفلت ورزيده است .
يكى ديگر از نشانههاى معرفت ، محبت به خداست ، و چون محبّت خداشناس به حدّ كمال برسد ، همه چيز را خدايى مىشنود و مىبيند و راه مىرود و كارها را بر همان اساس انجام مىدهد .
پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : آنگاه كه خدا بندهاى را دوست ( 1 ) بدارد ، به جبرئيل و ساير فرشتگان فرمان مىدهد كه فلان بندهام را دوست بداريد ، زيرا من او را دوست دارم و او را در زمين محبوب دلها مىگرداند ، و شرف دنيا و آخرت را به ايشان مىدهد ، و با كسى محشور مىشود كه او را دوست مىدارد . ( 2 ) و اگر كسى ادعاى محبت خدا كند ، و به فرمانش عمل نكند و از نهى او دورى ننمايد ، دروغ مىگويد ، زيرا دوست حقيقى دوست خود را هيچ گاه فراموش نمىكند ، وظيفهء بندگى ايجاب مىكند كه همهء امور را به او محول سازد ، حتى اگر بين ماندن در دنيا و لقاى خداوند مردد ، مانده بايد بگويد ، خدايا تو امر بهتر را برايم اختيار كن . ( 3 )
پاسخ داود عليه السّلام به وحى خدا
روايت است كه روزى داود عليه السّلام به تنهايى رو به بيابان نهاد ( 4 ) ، و خدا به او وحى كرد كه اى داود تو را تنها مىبينم ؟ عرض كرد خدايا شوق ديدارت ميان من و تو حايل گشته ، سپس خدا به او وحى كرد كه به ميان مردم باز گردد ، زيرا اگر بندهء گناهكارى را هدايت كنى و او را از گناه بازداشتى ، تو را جزء بندگان
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : محبت خدا مثل محبت ما حالت نفسانى نيست و غضب او عقاب و ارادهاش فعل اوست .
( 2 ) قال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
المرء مع من احبّ .
( 3 ) يا ربّ اختر لي احبّ الامرين اليك .
( 4 ) علَّامه شعرانى :
اصحر من اتى الصحرا .