از نشانههاى معرفت
از نشانههاى معرفت ، شدت ترس از اوست ، كه خداوند علما را به آن صفت ستوده است ، زيرا ايشان آن گونه كه بايد او را مىشناسند و به علم دارند كه خدا ايشان را مىبيند ، پس هر اندازه معرفت بنده به خدا زياد شود ، ترسش از خدا زيادتر مىشود ، مانند نزديكان پادشاه ، چون بيشتر به او نزديكند ، بيش از ساير مردم از او مىترسند ، لذا خداشناس حقيقى ، همواره نسبت به خدا مؤدب و ترسان است .
اما جاهل به خدا به سبب جهلى كه دارد ، از اين حالات بدور است ، نشانهء ديگر خداشناسى ، اين است كه از علايق دنيا دورى مىكند ، و خود را از غم ( 1 ) دنيا فارغ مىبيند و هميشه به ياد آخرت مىافتد ، و بر آنچه از دنيايش فوت شده ، تأسف نمىخورد ، ليكن تأسفش براى اين است كه لحظهاى از ياد حق غفلت ورزيده ، و ما سواى خدا را به ديدهء زوال مىنگرد و همه چيز را فنا پذير مىداند ، و جز خدا را باقى به حساب نمىآورد :
* ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * ( 2 ) : جز خدا همهء اشياء رو به تباهى دارند .
خداشناسى در حال خروج از دنيا ، بر كمى گريه و زيادى گناهان و كوتاهيش در سپاسگزارى حق تأسف مىخورد .
هر چيزى ثمرهاى دارد و ثمرهء معرفت ، ترس از خشم خدا و انس به او پيدا كردن است ، و هر چيزى عقوبتى دارد و عقوبت خداشناس ، از سستى اوست
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : جمع مهمه مهام و مصدر ميمى از همّ است يعنى : صار مهموما .
( 2 ) قصص / 88 .