آمده كه منظور شناخت عظمت و انجام عباداتى است كه شايستهء اوست .
امير المؤمنين عليه السّلام به فرزندش حسن عليه السّلام فرمود : خدايت بالاتر از اين است كه ربوبيّت او را با احاطهء گوش و چشم بشناسى .
و در تسبيحات خود مىگفت : منزّه است خدايى كه عقلها در وصف او حيران است و در اطراف او صافش پرسه مىزنند ، اما به گردش نمىرسند ، و خودش بهترين توصيف را از خود كرده و مىفرمايد :
* ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) * ( 1 ) : خدايى كه مثل و مانندى ندارد و او شنوا و بيناست .
مؤلف گويد : دواى دلها در هفت چيز است ، تفكَّر در راههاى سلامت ، و پيروى از قوهء عقل ، ترك متابعت هواى نفس ، خواندن قرآن با تفكر در معناى آن ، گوشهاى از شكم را خالى گذاشتن ، شبزندهدارى ، زارى در نيمههاى شب ، و همنشينى با علما و خوبان .
و هر كس خود را به آداب قرآن و فهم معانى آن ، و عمل به فرمانهايش ، و زندگى كردن بر اساس سنّت پيغمبر و ائمه عليهم السّلام ، وفق دهد ، خداوند دلش را به نور ايمان روشن كند و او را با دلايل آشنا سازد و شيوهء وى را سرمشق ديگران گرداند .
پيامبر اسلام صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : استوارى خانه از پايههاى آن است و ستون و پايهء دين ، خداشناسى و يقين به توحيد و عقل « قامع » است ، پرسيدند : عقل قامع چيست ؟ فرمود : خود نگهدارى از معاصى و حرص به طاعت خدا و شكر بر احسانهاى او و خوش داشتن بلا است .
هامش
( 1 ) شورى / 9 .