* ( لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ ) * ؛ ( 1 ) : در بسيارى از سخنان در گوشى ( و جلسات محرمانهء ) آنها خير و سودى نيست ؛ مگر كسى كه ( به اين وسيله ) امر به كمك به ديگران ، يا كار نيك ، يا اصلاح در ميان مردم كند .
خداوند سخن گفتن را جز در اين گونه موارد ، بىخير دانسته ، و با بيان راهنمايىهاى لازم ، نهايت مهر را در حقّ بندگان خود روا داشته ، اگر چه پند نمىگيرند .
مذمّت سخنچينى
در مورد سخنچينى بايد گفت : كه گناهش از غيبت بيشتر و بزرگتر است ، زيرا سخنچين علاوه بر غيبت ، با نقل سخن ، ديگران را به آزار برادران خود وامىدارد ( 2 ) و سبب ايجاد فتنه و فساد و كينه در جامعه مىگردد ، خلاصه اين خصلت ناپسند و پست يكى از بدترين و كثيفترين صفات است . خداوند اين خصلت را نكوهش كرده و سخنچين را فاسق ناميده و ديگران را از قبول سخنهايش بر حذر داشته و فرموده :
* ( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ) * ( 3 ) : هر گاه فاسقى ( سخنچين ) خبرى برايتان آورد ، ( فورى قبول نكنيد )
هامش
( 1 ) نساء / 114
( 2 ) علَّامه شعرانى : من الاعزاء و هو التحريص .
: واداشتن و تحريك كردن به آزار ديگران .
( 3 ) حجرات / 6