از جابر بن عبد الله انصارى ( 1 ) ( صحابى بزرگوار پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : « قناعت گنجى پايانناپذير است . » ( 2 ) و نيز به يكى از اصحاب فرمود : پرهيزكار و با ورع باش ، تا عابدترين مردم باشى ، و قانع باش تا سپاسگزارترين مردم ( به درگاه ) خدا باشى ، و آنچه براى خود دوست مىدارى براى ديگران دوست داشته باش ، تا مؤمن باشى ، و با همسايگان درست زندگى كن ، تا مسلمان باشى ، و كم خندهكن ، زيرا بسيارى خنده قلب را مىميراند ، و مردم همانند مردگانند ، مگر كسى را كه خدا او را با دادن نعمت قناعت ، زنده كرده باشد و قناعت جز در دل كسى كه خود را از غم دنيا راحت كرده باشد ، قرار نمىگيرد ، و خشنودى به قناعت ، رأس زهد است .
مفهوم و معنى قناعت
حقيقت قناعت يعنى : آرامش خاطر در نبودن آنچه دل مىخواهد ، و راضى شدن به خوراكيهاى اندك و تأسّف نخوردن بر آنچه از دست رفته است . ( 3 ) و در تأويل آيهء : * ( لَيَرْزُقَنَّهُمُ الله رِزْقاً حَسَناً ) * ( 4 ) : خداوند روزى نيكويى به ايشان خواهد داد .
آمده كه مراد قناعت است ، زيرا قناعت يعنى : خشنودى نفس به آنچه به او داده شده اگر چه بسيار اندك باشد .
انديشمندى گفت : بىنيازى و عزّت با يك ديگر جولان ( و مسابقه ) مىدادند ، و چون قناعت را ديدند ، آرام شدند ( يعنى قناعت هر دوى آنها را در خود دارد ) .
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : ابو على او را در رجال خود ذكر كرده و ما آن را نقل نكرديم .
( 2 ) قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
القناعة كنز لا يفنى .
( 3 ) و معناه السكون عند عدم المشتهيات و الرّضى بقليل الاقوات و ترك التأسف على ما فات
( 4 ) حج / 57