تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
معاويه آن نخلستان را از امام حسن عليه السّلام به دويست هزار درهم خريدارى مىكرد ، در پاسخ فرمود : من چيزى را كه پدرم در راه خدا وقف كرده ، به فروش نمىرسانم . هر گاه دو امر برايش روى مىداد ، سختتر را براى خدا انتخاب مىكرد و هر گاه سجدهء شكر به جا مىآورد ، از خوف خدا غش مىكرد . حال حضرت فاطمه عليه السّلام در نماز ، از ترس خدا دگرگون مىشد . امام سجّاد در نماز از خوف حقّ رنگش تغيير مىكرد . حضرت لقمان به پسرش گفت : از خدا بترس ، به‌طورى كه اگر عمل جنّ و انس را داشته باشى ، در قيامت بترسى كه خدا تو را عذاب كند و آنچنان به خدا اميدوار باش كه اگر با همهء گناهان جن و انس به محشر در آيى ، اميد آمرزش را از خدا داشته باشى . امام سجّاد عليه السّلام فرمود : همواره در خير و خوبى خواهى بود ، تا زمانى كه نفس خود را موعظه مىكنى ، و خوف خدا را در دل و حزن و اندوه را در ظاهر دارى . ( 1 ) اى فرزند آدم ! تو خواهى مرد و به پاى حساب كشيده مىشوى ، پس جواب را آماده كن . به حضرت موسى عليه السّلام خطاب رسيد : اى موسى ! از من در نهان بترس ، تا تو را از گناه حفظ كنم ، و در پنهانى و خلوت مرا ياد كن ، تا تو را در هنگام غفلتها ياد كنم ، و خشم خود را از كسانى كه تو را صاحب اختيار آنها كرده‌ام ، نگاهدار ، تا من خشم خود را از تو نگاهدارم .
هامش
( 1 ) استعارهء زيبايى است ، زيرا « شعار » لباس زير است و خوف قلب مناسب با آن و « دثار » لباس رو است و حزن ظاهر مناسب با آن است ( علَّامه شعرانى )