و : * ( فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ) * ( 1 ) « پس از من بترسيد » .
و نيز در بارهء قومى مىفرمايد :
* ( يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ) * ( 2 ) : از خدا كه فوق همهء آنهاست مىترسند .
و : * ( وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ ) * ( 3 ) : و براى كسى كه از مقام خدايش بترسد ، دو بهشت خواهد بود .
و : * ( وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ) * ( 4 ) : و اما كسى كه از پروردگارش بترسد و نفس را از هوا و هوس باز دارد ، پس بهشت جايگاه اوست .
و : * ( إِنَّما يَخْشَى الله مِنْ عِبادِه الْعُلَماءُ ) * ( 5 ) : ترس از خدا براى علما است و بس .
ترس از خدا ميوهء علم است و كسى كه از خدا نترسد ، علم ندارد ، و ترس چراغ نفس است و به وسيلهء آن از تاريكىهايش بيرون مىآيد .
ترس صرفا از آن كسى نيست كه اشك از چشمش روان است ، و اين معنا خوفى كاذب به حساب مىآيد ، بلكه شخص ترسان كسى است كه كارهايى را كه مؤاخذه و عذاب دارد ترك كند ، و اگر مردم از دوزخ مىترسيدند ، چنان كه از فقر مىترسند ، از آن ايمن مىشدند ، و گرد گناه نمىرفتند .
هامش
( 1 ) نحل / 54 - 53
( 2 ) نحل / 54
( 3 ) الرحمن / 47
( 4 ) نازعات / 41 - 42 .
( 5 ) فاطر / 28