و ديگر : روايت كردهاند از عمر كه پيغمبر - صلّى اللّه - در مرض فوت ، فرمود كه : « دوات و كاغذ بياوريد تا وصيّت نمايم . »
عمر گفت : « اين مرد را هرآينه وقت هجرت است . نمىداند چه مىگويد .
در اين هنگام اختلاف شد ميان صحابه كه حاضر بود : بعضى گفتند كه پيغمبر نيكو مىگويد و بعضى گفتند عمر ؛ و اين است نقص پيغمبر و نقاصت و بعض عمر .
و رووا عنه أنّه كان يصلّى و عايشة تفرك المنى من ثوبه ؛ 30 مع أنّ اللّه تعالى أمره ؛ فقال :
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
فكيف استقذرت عايشة ذلك ، و هو - عليه السّلام - لم ينفّر نفسه منه ؟ ! فالواجب على المحتاط فى دينه تنزيه النبىّ - صلّى اللّه - عن هذه النقائص ؛ فإنّه أسلم عاقبة فى الآخرة و أبلغ فى تعظيم حال النبىّ - صلّى اللّه - الذى ذكره عبادة و تعظيمه عبادة .
و ديگر : روايت كردهاند كه پيغمبر - صلّى اللّه - در نماز بود و عايشه من را از دامن پاك او فرومىريخت با آنكه مأمور است به امر پروردگار كه جامهء
/ 53 A /
خود را پاك دارد كه
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ ؛
پس چگونه رسول