ديديم كه در اواسط قرن سوم هجرى سال 264 ( ه . ق ) بر روى پوستى مستطيل شكل نوشته شده بود . در بالاى آن ، عقد ازدواج با خط منظم كوفى و در پايين آن ، دستخط گواهان با خط نسخ در نهايت بىنظمى . ولى ابن مقله اين خط را سامان بخشيد و در نوشتن كتابها به كار برد .
با گذشت سالها ، خط نسخ مذكور به انواع مختلفى تقسيم شد . و قلمهاى اصلى در زبان عربى دوتاست كوفى و نسخى و هر يك از آنها به چند قسم تقسيم مىشوند ، پس از قرن هفتم هجرى ، شش قلم معروف بود : ثلث ، نسخ ، تعليقى ، ريحانى ، محقق و رقاع .
گروه بزرگى از نويسندگان به شهرت رسيدند و در اين باره كتابها و رسالههايى نوشتند كه برخى از آنها دربارهء ابزار خط بود مانند قلمها و راههاى تراشيدن آنها و حالات شكافتن و تراشيدن قلم و دوات و مداد و كاغذ و جز آن « 1 » و تا به امروز ، پيوسته خط به اقسامى تقسيم شده است ، و تا زمانى كه خدا بخواهد بنا بر سنّت تكامل بدينگونه خواهد بود « 2 » .
قلقشندى در كتاب صبح اعشى ، ص 15 ، ج 3 مىگويد : اكنون خط عربى به نام خط كوفى معروف است و از آن چند نوع خط گرفته شده كه در حال حاضر نيز موجود است .
ابن حسين در كتابش راجع به قلم ثلث چنين مىگويد : اصل خط كوفى كه داراى اقسام متنوعى است ، به تقوير و بسط باز مىگردد .
مقور : اكنون از آن به خط لين تعبير مىكنند و آن خطى است كه رگههايش و آنچه در معناى آن است به سمت پايين تمايل دارد ، مانند ثلث ، رقاع و نظير آنها .
مبسوط : اكنون به آن يابس مىگويند و آن خطى است كه هيچ گونه پستى و افتادگى در آن نيست مانند محقق و خطهايى كه الان وجود دارد ، به ترتيب اين دو اصل هستند .
مؤلف كتاب اعانة المنشى گفته است : نخستين بار كه خط عربى از كوفى به خطهايى كه اكنون به كار مىروند منتقل شد ، در اواخر حكومت بنىاميه و اوايل خلافت عباسيان بود .
چگونه تنها خط كوفى در ابتداى ظهور اسلام شهرت يافت ؟
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ، ج 1 ، ص 467 .
( 2 ) - تاريخ تمدن اسلامى ، ج 3 ، ص 54 ، 56 .