تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
گروه
B
شامل گويشهايى است كه به نحوى از انحا وجوه اشتراكى با گويشهاى خراسان ايران دارند . براى مثال ، گفتار هراتى را مىتوان با گفتار مشهدى مقايسه كرد . اين گروه ، از وجوه مميزهء آشكارى برخوردار است . در جاده مركزى ، ميان پنجاو [ - پنجاب ] و اوبه ، پس از ترك گرما و [ - گرماب ] به سوى مغرب و ورود به قلمرو ايماقها ، گفتار محلّى را به سهولت مىتوان از گفتار هزاره‌ها بازشناخت . نويسندهء اين مقاله تا گرما و اين واژه‌ها را شنيد :
is ? pis ?
- شپش ،
murc ? a
- مورچه ، و
C ? a ? rmag ? z
- گردو . از آن نقطه به بعد
murc ? a ? / murc ? e , S ? ubus ?
و
J ? owz
را از ايماقها ، فيروزكوهيها و تيمنيها شنيد . تا هرات و قلعهء نو صورتهاى مشابهى به كار مىرود . اگرچه گويش شهرى فراه از گويش شرق ايران متمايز است ولى شكى نيست كه با آن وابستگى دارد ؛ - گويشى مشابه در ميان تاجيكهاى شيعه‌مذهب قندهار . نمايندهء اصلى گروه
C
گويش سيستانى است كه در دو سوى مرز ايران و افغانستان به آن تكلم مىشود ( فرهادى اين گويش را « پهلوانى » ناميده است ) . مركز آن در ايالت نيمروز ، در نزديكى شهر زرنج در كنگ ( به معناى « زمين مرتفع » [ نسبت به سطح اراضى باتلاقى ] ) است . تأثير زبان بلوچى بر اين گويش بارز است . گروه
D
مشتمل بر انواع هزارگى است كه در كاهمرد ، باميان ، بهسود ، ناور ، غرب غزنه ، جاغرى ، مالستان ، اروزگان ، گيزاو [ - گيزاب ] ، داىكندى ، پنجاو [ - پنجاب ] ، يكاولنگ ، شارستان ، لعل - و - سر جنگل به آنها تكلم مىشود . تضاد در آنها چندان چشمگير نيست و هنوز به شكل