تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
بسادگى قابل تشخيص‌اند . چون تماس ميان ايرانيان و افغانها معمولا ميان متكلمان گويشهاى بالنسبه پيشرفته روى مىدهد در تفهيم و تفاهم با مشكلات خاصى مواجه نمىشوند ؛ گفتار پاكيزه و پرداخته هردو ملت كمابيش يكسان است . ميان گويشهاى محلى و تعبيرات عاميانه تفاوتهاى زيادى به چشم مىخورد . از اين گذشته ، از لحاظ واژگان ، در هرسطحى از گفتار ، تفاوت بارزى ميان فارسى ايرانى و افغانى وجود دارد . اين تفاوت منحصر به واژه‌هاى فنى ( مثلا كابلى :
pala ? s
- ايرانى : گاز [ انبر ] ) نيست بلكه به امور هرروزه ( كابلى :
maska
- ايرانى : كره ؛
bura
- شكر ) ، نسبت خانوادگى ( كابلى :
dayi
- ايرانى : ماما ؛
ma ? ma ?
- قابله ) ، و اسامى چيزهاى بسيارى كه از خارج وارد شده و يا اصلشان از آنجاست ( كابلى :
nekta ? yi ?
، از انگليسى :
necktie
- ايرانى : كراوات ، از فرانسه :
cravate
؛ - تاجيك :
galstu ? k ?
، از روسى [ و از طريق آن از آلمانى :
Halstuch
] ) نيز مربوط مىشود . جدول 5 گويشهاى اصلى را نشان مىدهد . به طور كلى گروه
A
مثلا از فارسى تهرانى بيشتر سنت‌گرا است . اين امر در آواشناسى ( مصوتهاى « معروف » و « مجهول » ) ، ريخت‌شناسى و نحو ( كاربردهاى كهنهء « - را » و پسوندهاى ضميرى ) ، و واژگان ( بقاى بسيارى از واژه‌هاى عربى كه كاربرد دايمى دارد ) به چشم مىخورد . در همهء آنها برخى عناصر ازبكى وجود دارد . گويشهاى منطقهء كابل را عموما مىتوان از گويشهاى تركستان افغانستان از طريق حضور عناصر هندى در اوّلى و تاجيكى در دومى بازشناخت .
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 82 | گروهى از پژوهشگران / سعيد ارباب شيرانى / هوشنگ اعلم