در آقكپروك به كاوش پرداخت و از جمله كشفيات او در آنجا مجموعهء پارينهسنگى علياى مفصل و خوبى بود ( حدود 000 15 - 000 10 پيش از ميلاد ) . كشفيات مهم ديگر در بخش بررسيها ( سطور آتى ) ذكر خواهد شد . برخى از آمريكاييان نيز كويرهاى سيستان را موضوع تحقيق خود قرار دادند و نتايج كارشان ، بويژه از لحاظ دورهء اسلامى ، اهميت داشت :
ديلز « 1 » تحقيقات گروه موزهء دانشگاه پنسيلوانيا را رهبرى كرد ( 1347 ش - 1350 ش ) ؛ تراسديل « 2 » نيز از سوى مؤسسهء اسميتسونى « 3 » به حفر پرداخت ( 1350 ش - 1356 ش ) .
در اوايل دههء 1330 ش / 1950 شواهدى كه از پژوهشهاى باستانشناختى به دست مىآمد بر اهميت ناحيهء افغانستان در گسترش دين بودايى در آسياى مركزى و از آنجا به سوى مشرق دلالت داشت .
ثمرات بررسيهاى سنگ نوشتههاى هپتاليان « 4 » ( هياطله ) در اين زمينه مؤثر بود . فراى « 5 » از دانشگاه هاروارد و گيرشمن « 6 » از هيئت فرانسوى در تنگ ازائو نزديك چشت در استان هرات ، به تحقيق پرداختند ( فراى ، ص 114 - 118 ) ؛ بيوار « 7 » نيز كه در آنزمان به دانشگاه آكسفورد وابسته بود مطالب سنگ نوشتههاى اروزگان را در شمال قندهار ثبت كرد ( 1954 ، ص 112 - 118 ) . پژوهش در زمينههاى بودايى توجه باستانشناسان ژاپنى را جلب كرد . هيئت علمى دانشگاه كيوتو در فلات ايران و
هامش
( 1 ) .G . Dales( 2 ) .W . Trousdale( 3 ) .Smithsonian Institution( 4 ) .Hephthalite( 5 ) .R . N . Frye( 6 ) .R . Ghirshman( 7 ) .A . D . H . Bivar