بايد بپذيريم كه يك شاخه از پشتو ، پيش از جدا شدن ونچى از آن زبان ، پيوندى خاص با مونجى داشته است ، و اين فرضى است كه هيچ شاهدى در تأييدش موجود نيست . گذشته از
l ‹ * Q
تنها توافق ميان پشتو و مونجى ظاهرا پشتو
z ? ? ?
در مونجى
a / zo
« من » است . - پشتو
l
ولى مونجى
x ? ‹ ? ? ?
( پشتو
plan
« پهن » ،
cal ( w ) or
« چهار » ، ولى مونجى
pax ? ? ? ? y
،
c ? ? ? fu ? r
، يدغه
( * c ? ? ? x ? fu ? r › c ? s ? u ? r
. پشتو
* fr - , * ? ? ? r › wr - , dr -
مانند ختنى ( - سطور پيشين شماره 23 ) . توافق مهم ولى منحصر بفردى با سنگليچى تغيير چشمگير پشتو
* rs / z › x ? t / g ? d
است ؛ سنگليچى
ob ? ? ? x ? ta ) s ? t ? / z ? d ?
« درخت عرعر » ؛ سنگليچى
( w ) u ? g ? d ; w ? ? ? s ? t ?
« دراز » ؛
( vaz ? d ? u ? k
( - سطور پيشين شماره 25 ) . ولى در
vu ? lj , ambax ? c
شغنى نيز تغييرات مشابهى مشاهده مىكنيم . قابل قبولترين توجيه ظاهرا اين است كه
* rs
( با
r
بيواك )
* s ? s ?
شده و ، با تغيير تدريجى
* s ? c
و
* rz
، از طريق
z ? z ? › z ? j
( كه
il , x ? c
شغنى از آن است ) . سپس پشتو و سنگليچى دستخوش تغيير تدريجى ديگرى به
z ? d ? , s ? t ?
( ) پشتو
( g ? d , x ? t
شدند .
70 ) ظاهرا در ميان پشتو و هيچ زبان پاميرى ديگرى توافقهاى ويژهاى ، چه از لحاظ آواشناسى ، و چه صرفى يا واژگانى وجود ندارد .
ولى ممكن است كه محل اصلى پشتو در بدخشان ، در نقطهاى ميان مونجى و سنگليچى و شغنى ، با اندك تماسى با گويشى سكايى نزديك به ختنى ، بوده باشد . ولى چنين مىنمايد كه نياى ايرانى باستان گويش پشتو بايد با نياى گاتها قرابتى داشته باشد . 71 ) ضمنا تأثير متقدم و عميق هندو آريايى را بر پشتو و نيز نگهدارى بسيارى از وجوه صرفى ايرانى را در