ترتيب واژهها در دو متن وحدت تقريبا كاملى وجود دارد ، و اگر اين تطابق را با نمونههايى از مثلا فارسى بدخشى يا بلوچى كه در ( بررسى زبانشناختى هند ) آمده بسنجيم اين وحدت چشمگيرتر مىشود .
61 ) اسم فعل . مصدر عبارت است از اسم جمعى كه از ستاك گذشتهء
- ? ? ? l
( - سومشخص مذكر جمع ماضى ) ، و با
obl ?
حالت غيرفاعلى در
- o
ساخته شده است . چندين اسم فعل ديگر نيز با
- ' ? ? ? na , - ' ? ? ? , - 'u ? n
و جز آنها وجود دارد .
ه . واژگان . 62 )
اگرچه عناصر بومى واژگان پشتو تا حدود زيادى با نظامهاى واژگانى ديگر زبانهاى ايرانى نسبت دارد ، شمار كثيرى از واژههاى آن مخصوص خود پشتو است . از باب مثال به چند نمونه از اسامى قسمتهاى مختلف بدن مىپردازيم :
st ' ? ? ? rga
« چشم »
xwl ? ? ?
« دهان » ،
la ? x ?
« دندان » ،
'og ? a
« شانه » ،
px ? a
« پا » ،
p'u ? nda
« پاشنهء پا » ( - مورگنستيرنه / 1 ، مواضع مختلف ) .
و . ونچى . 63 )
گويشهاى پشتو را ، به استثناى چند مورد معدود ، مىتوان برگرفته از نمونهاى نخستين شمرد كه با زبان ادبى كهن قرن دهم / شانزدهم تفاوتى اساسى نداشته است ؛ اين گويشها در بازسازى شكل كهنترى از پشتو به ما كمك قابل ملاحظهاى نمىكنند . تنها يك گويش وجود دارد كه به نحوى شاخص از ديگران جداست و آن ونچى ( يا ترينو ) است كه در شمالشرقى بلوچستان ميان قلمرو هرنى و لرلى بدان تكلم مىكنند و به صورتى روزافزون از پشتوى معمولى اثر پذيرفته است عقب زده مىشود . وصف اين زبان در مورگنستيرنه / 2 و 6 و