چيزى كه مىدانم اين است كه من مدت چهل سال از عمر خود را صرف تحقيق در معارف اسلامى نموده نتيجه و فشردهء مطالعاتم را در يادداشتهائى منعكس كرده برخى از آنها را زير عنوان ( سيرى در تاريخ و حديث ) انتشار دادهام ، و منظور از انتشار آنها هم اين بوده كه نشان دهم در مصادر و منابع تاريخى اسلام و سنت و حديث ، به عمد يا به خطا تحريفها و تغييراتى صورت گرفته ، و همين امر موجب آن شده است تا اسلام صحيح و راستينى كه پيغمبر خدا ( ص ) آورده از آن سو كه چنين تحريفهائى صورت گرفته است به زحمت شناخته شود .
علاوه بر آن ، هدف من از انتشار اين سلسله مباحث در اين كتاب اين بوده كه موجوديّت ( دانشكدهء اصول الدّين ) را به جهان اسلام بشناسانم ، و همين مقصود در ابتداى جلد نخستين اين كتاب تصريح شده است .
واژهها و مفهومها
3 - ايشان در زياد به كار بردن لفظ ( اسطوره - افسانهء ) من بر اخبار نادرست و مردود سيف و داستانهاى ساختگى او اظهارنظر كرده مخصوصا تأكيد مىكند كه به كار بردن چنين لفظى در اين مورد درخور ملاحظه و دقت كافى است .
در جواب مىگويم :
در مورد ناميدن اخبار و داستانهاى ساختگى يا بايد الفاظ وصفيث نكرهاى مانند ( منحوله ، موضوعه ، مكذوبه / ضعيف ، ساخته شده ، دروغ ) و همانند اينها را به كار برد ، كه هيچكدام آنها بيانگر حقيقت چنان داستانهائى نمىباشند و معنا و مفهوم آنها را نمىرسانند .
و يا اينكه اسامى خاص و مصطلحات ديگرى را انتخاب نمود كه حقيقت و محتواى چنان داستانهائى را برساند از قبيل ( مَثَل ، خُزافَه ، حديث خرافه ، اسُورَه ) .
اما پيش از آنكه چنين اسامى يا مصطلاحاتى را بر داستانهاى سيف بگذاريم ، با مراجعه به فرهنگهاى لغات معنا و مفهوم هريك از آنها را مورد بررسى قرار مىدهيم .
1 - مَثَل
مثل عبارتست از سخن دربارهء چيزى كه از نظر مفهوم نزديك و يا شبيه چيز ديگر