« بسم الله الرحمن الرحيم »
اين پيمانى است از جانب بندهء خدا ابوبكر جانشين رسول خدا ( ص ) براى اهالى نجران ، او مردم نجران را در پناه خود ، و سپاهيان خويش مىگيرد ، و آنچه را محمّد صلى الله عليه و ( آله ) و سَلَّم دربارهء ايشان بر عهده گرفته است همه را تأييد مىنمايد ، مگر آنچه را كه شخص محمّد ( ص ) بنا به فرمان خداى عزّو جل در سرزمين ايشان و ديگر سرزمينهاى عرب از آن عدول فرموده است كه دو قانون در يك منطقه اجرا نشود .
بنابراين مردم نجران بر جان و مليتشان ، و ساير اموال و متعلقات ، و جنگجويانشان ، حاضر و غائب ، و اسقف و رهبان ، و خريد و فروششان به هر صورت كه انجام پذيرد ، و آنچه را كه در اختيار ، خود دارند ، از كم و زياد در پناه خود مىگيرد ، و در امان اعلام مىكند . آنها ، آنچه را كه بر عهده گرفتهاند مسئول مىباشند كه اگر آن را پرداخت كردند ، نه مورد موآخذه قرار خواهند گرفت ، و نه ده يك اموالشان مصادره مىشود ، و نه اسقفى تغيير مىكند و نه رُهبانى .
ابوبكر تمامى آنچه را كه رسول خدا ( ص ) براى مردم نجران بر سميت شناخته ، و آنچه را كه در اين پيماننامه آمده ، و محمد رسول خدا ( ص ) و ديگر مسلمانان پذيرفتهاند همه را مىپذيرد ، و حق آنان را در راهنمائيهاى لازمه و تمشيت امور ، و ديگر حقوق ايشان به رسميت مىشناسد .
مراتب بالا مورد گواهى است . مسور بن عمرو ، و عمرو مولى ابوبكر . »
همانطور كه گفتيم ، طبرى اين پيماننامه را آورده ، ولى سند آن را ذكر نكرده است . اما برعكس او ، ابن حجر سند پيماننامهء ابوبكر را معرفى نموده ، ولى اصل نامه را ثبت نكرده است .
ابن فتحون نيز به اين روايت سيف اعتماد كرده و بر ذيلى كه بر كتاب « استيعاب » ابن عبد البر نوشته وجود ( مسور ) را باور داشته و به شرح حالش پرداخته است .
و همچنانكه گذشت ، ابن حجر هم با اعتماد به همين روايت سيف ، ( مسور ) را در زمرهء اصحاب پيغمبر خدا ( ص ) به شمار آورده و دليلش اين بوده كه به گفتهء سيف ( مسور ) عهدنامهء ابوبكر را براى اهالى نجران تأييد و گواهى كرده است .
ابن حجر ، اين صحابى را در قسمت اول كتاب خود معرفى نموده ، و چون سيف
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٣٢