است .
بنا بر اين از سخنان اين دانشمندان چنين برمىآيد كه فتح نهاوند در زمان حكومت عمار ياسر بر كوفه ، و پس از عزل سعد وقاص بر اثر شكايات كوفيان صورت گرفته ، نه عبد الله نوادهء عتبان .
حامل فرمان عمر نيز « سائب بن اقرع » بوده است نه قريب بن ظفر !
نتيجهء بحث و بررسى
از روايات سيف در تاريخ طبرى چنين برمىآيد كه سيف اين صحابى خود آفريدهاش را ( عَبدى ) ناميده كه نسبتى است به ( عبد القيس بن افصى ، از بنى ربيعة بن نزار از قبايل عدنان ) .
سيف تاريخ وقوع جنگ نهاوند را كه به موجب روايت ابن اسحق و ديگران در سال بيست و يكم از هجرت به وقوع پيوسته است تحريف ، و آن را در سال هيجدهم هجرى آورده است !
سيف حاكم و فرمانرواى كوفه را در زمان وقوع جنگ به ترتيب سعد وقاص ، و عبد الله نوادهء عتبان معرفى كرده و ايشان را به جاى عمار ياسر سبائى قحطانى نشانده است !
سيف ، « سائب بن اقرع » را كه حاملِ فرماندهىِ نعمانِ مقرن بوده و از جانب خليفه مأموريت داشته است تا آن را به وى ابلاغ كند ، بنا به خواست و ميل خود از اين سمت بر كنار كرده ، همين وظيفه را در آن افسانه بر عهدهء يكى از مخلوقات خياليش به نام ( قريب بن ظفر ) گذاشته ، و پس از انجام اين همه دستكاريها در تاريخ ، آنوقت همه را از قول راويانى نقل مىكند كه وجود خارجى نداشتهاند !
ديرى نمىگذرد كه دانشمند و تاريخنويسى به نام و مشهور چون طبرى ، تمام اين دروغها و افسانهها را از سيف مىگيرد ، و با ذكر نام او در تاريخ كبيرش به ثبت مىرساند !
و سرانجام پس از طبرى ، دانشمندان ديگرى چون ابن اثير ، و ابن كثير ، و ميرخواند قدم جاى پاى طبرى مىگذارند و نوشتههاى طبرى را در تاريخهاى خود منتقل مىنمايند ، با اين تفاوت كه ابن اثير نام رسول خليفه را قيد نكرده ، و مير خواند