از « طليحة بنِ خُوَيلِد ، و عَمرو بنِ مَعدى كَرب » هرچه مىخواهى بپرس ، اماهرگز ايشان را به كارى مگمار !
سيف مىگويد فتح ( نهاوند ) در زمان حكومت « عَبدُ الله بن عَبدُ الله بن عُتبان » بر كوفه صورت گرفته است .
بررسى اسناد سيف در افسانهء قريب
سيف افسانهء قريب بن ظفر خود را از زبان راويانى آورده است كه البته وجود خارجى نداشتهاند و ما بارها جعلى بودن آنها را تأكيد كردهايم . اين راويان عبارتند از :
1 - محمد ، يا محمد بن عبد الله بن سواد نويره .
2 - مُهَلَّب ، يا مهلب بن عقبهء اسدى .
3 - حمزه ، يا حمزه بن على بن محتفز .
4 - چند تن مجهول الهويهء ديگر ، چون ( عمرو ) كه معلوم نيست سيف او را چه كسى خيال كرده است . آيا او را فرزند ( ريّال ) آفريده ، يا پسر ( تمام ) كه هر دوى اينها هم از راويان ساختگى او هستند ، و چون ديگر راويان او ، وجود خارجى نداشتهاند ؟ !
اما حقيقت داستان واقعهء نهاوند
ديگران واقعهء ( نهاوند ) را به گونهاى ديگر آوردهاند ، كه در آن ابدا نامى از قريب بن ظفر سيف ، و جانشينى ( عَبدُ الله بن عَبدُ الله بن عُتبان ) ، و ديگر دروغهاى او ديده نمىشود . اينان ، از آنجمله بَلاذُرى در كتاب « فتوح البلدان » ، و دينورى در كتاب « اخبار الطوال » مىنويسند :
عَمّار ياسر كه در آن زمان حكومت ( كوفه ) را بر عهده داشت ، خبر اجتماع ايرانيان را در نهاوند به خليفه عمر گزارش كرد و . . . [ تا آخر داستان ] .
همچنين « خليفة بن خيّاط » و « بَلاذُرى » و « دينورى » آوردهاند كه فرمانِ فرماندهىِ سپاهِ « نعمان بن مقرن » راخليفه به وسيلهء « سائِبِ بنِ اقرَع » برايش فرستاده