نتيجهء بحث و بررسى
سيف تنها كسى است كه از تشكيل جلسهء راى زنى سعد وقاص با نه تن از هوشمندان عرب كه در ميان ايشان « قرقره يا فرقهء » خود را جا زده است سخن مىگويد .
و هم او تنها كسى است كه از هم صحبتى سه تن از همان هوشمندان با رستم داد سخن داده ، و « مغيرة بن شعبه » را نيز يكى از آنها به حساب مىآورد . و گذشته از همهء اينها ، آنچنان رفتار دور از عقل و بىادبانهاى را به فرستادگان سعد نسبت مىدهد !
سيف تنها كسى است كه آن داستان را با چنان آب و تابى ، و از زبان راويانى كه در اصل وجود خارجى نداشتهاند شرح داده ، و سرانجام دانشمند تاريخنويسى چون طبرى همهء آنها را در كتاب وزين و معتبر تاريخ خود از قول او نقل مىكند .
و چون نوبت به ابن حجر مىرسد ، او نيز با اعتمادى كه به سيف و سخنان او ابراز داشته ، « قرقرهء » او را در رديف ديگر اصحاب رسول خدا ( ص ) مىنشاند و با قيد عبارت ( لَهُ إدراك ) صحابى بودنش را صحّه مىگذارد و در پايان سخنش با نهادن حرف ( ز ) اعلام مىكند كه او شرح حال اين صحابى را بر ديگر تذكرهنويسان اضافه دارد .
از اين سو ، دانشمندانى چون يعقوبى « 1 » ، و ابن كثير ، و ابن اثير ، و ابن خلدون ، همان داستان را از طبرى گرفته و آن را به طور فشرده و اختصار در تاريخهاى خود نقل مىنمايند .
* * *
هامش
( 1 ) . اين امكان هم مىرود كه يعقوبى فشردهء داستان مزبور را مستقيما از سيف بن عمر ، و از كتاب « فتوح » او گرفته باشد .