تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
به راستى كه طبرى زحمت كشيده ، و به سيف ارادتى تمام نشان داده كه اين داستان سراپا مسخره و دروغ را كه در دو روايت از او آمده ، در هشتش صفحهء كتاب تاريخ كبيرش نقل فرموده است ! در صورتىكه پيش از اين افسانه ، روايتى ديگر از او را نيز در همين زمينه و در دو صفحه زينت‌بخش كتاب خود كرده است ! !

بررسى اسناد سيف در داستان سفرا

سيف اسامى زيرا را به عنوان راويان داستان خود معرفى كرده است : 1 - نَضر ، از رُفَيل ، يا سيف آفريده‌اى ، از سيف آفريده‌اى ديگر ! 2 - محمد ، يا محمد بن عبد الله بن سواد نويره . 3 - زياد ، يا زياد بن سرجس احمرى . كه پيش از اين بارها گفته‌ايم كه اينان از جمله راويان ساختگى او مىباشند . 4 - و چند نام ناشناخته و مجهول ديگر .

اما حقيقت داستان اعزام سفير سعد

ابن اسحاق ، و نيز طبرى در تاريخش خبر اعزام سفيثر سعد وقاص را به خدمت رستم فرخ زاد چنين آورده‌اند : چون رستم با سپاهيانش در برابر مسلمانان قرار گرفته خيمه و خرگاه برافراشتند ، به سعد وقاص پيام فرستاد و از وى خواست تا مردى ورزيده و دانا به خدمتش اعزام دارد تا با او به گفتگو بنشيند . در پاسخ تقاضاى رستم ، « مُغَيرَة بن شُعبَه » را برگزيدند و او را مأمور ديدار با رستم نمودند . . . تا پايان داستان كه مفصّل است ، و در آن به هيچ روى از آن‌همه رفتارهاى بىخردانه و ناهنجار چيزى به چشم نمىخورد . اين داستان ، قريب به همين مضمون در « فتوح البلدان » بلاذرى ، و « اخبار الطّوال » دينورى نيز آمده است .