تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

نسبت ضبّه

ضبّى ، اين كلمه نسبتى است كه به « ضبة بن ادبن طابخة بن الياس بن مضر » ، عموى تميم داده شده است .

بررسى اسناد داستان

دانشمندان ، اسناد سيف را در داستان حليس نياورده‌اند ، اما بقيهء اخبار را از طريق سيف ، از صعب ، از بلال بن ابى بلال ، از پدرش روايت نموده‌اند . يعنى در حقيقت راوىاى خيالى و ساختگى ، از ساختگى و خيالى ديگر ، و او هم از موجودى و همى و ساختگى نقل قول و روايت كرده است . در ضمن ، يكى از آن افسانه‌ها را سيف با همين سند به شخص صحابى ساختگى خود مربوط ساخته ، روايت نموده است . ما به اين موضوع در كتاب « رواة مختلقون » خود اشاره كرده‌ايم .

مقايسهء اخبار سيف با ديگران

سيف تنها كسى است كه داستان‌هايى را كه گذشت روايت نموده است ، در صورتى كه نزد آن‌ها كه با دقتى وسواس‌گونه دستجات و نمايندگانى را كه به خدمت رسول خدا رسيده‌اند ، به شرح كشيده‌اند ، از اين مطالب سيف چيزى ديده نمىشود . دانشمندانى چون ابن سعد در طبقاتش اعتنائى به روايات سيف نداشته و به آن‌ها اعتماد نكره است . بلاذرى نيز در قسمت اول كتاب « انساب » خود كه اختصاص به شرح سيرهء پيامبر خدا دارد ، و همچنين يعقوبى در تاريخش ، اعتماد چندانى به روايات سيف نكرده‌اند . و همانطور كه گفتيم خبر نمايندگى « عبدالله بن زيد صفوان » و راويان اين خبر را نزد ابن كلبى يافته‌ايم ، اما اين‌كه خود ابن كلبى اين خبر را از كجا به دست آورده است هنوز به مصدر آن دست نيافته‌ايم .