كوتاه سخن اينكه
سيف در چهار روايت ، از نمايندگى افرادى از قبيلهء بنىضبه به خدمت پيغمبر خدا سخن گفته است و دانشمندان نيز به شرح حال آنها در رديف ديگر اصحاب پيغمبر به شرح زير پرداختهاند :
1 - با توجه به روايت سيف ، نمايندگى عبدالحارث بن حكيم ضبى از جانب رسول خدا ، و اينكه آن حضرت نام او را از عبدالحارث به « عبدالله » تغيير داده ، و مأمور جمعآورى صدقات قبيلهاش فرموده است ، طى دو شماره ، و براى دو صحابى به طور جداگانه شرح حال نوشتهاند :
الف : حارث بن حكيم ، ضبى .
ب : عبدالله بن حكيم ، ضبى .
و به همين ترتيب اين دو نام ، به عنوان صحابى ، در رديف ديگر اصحاب پيغمبر خدا به ثبت رسيده است .
2 - سيف نمايندگى عبدالحارث بن زيد بن صفوان را به خدمت پيغمبر روايت كرده و مدعى شده است كه آن حضرت نام او را به « عبدالله بن زيد » تغيير داده ، و پس از اين تغيير نام ، عبدالله جديد در مقام نصيحت و تعليم حكمت به رسول خدا برآمده به او گفته است :
هيچ خوددارى و تقوا ، جز با نگهدارى خدا ممكن نيست ، و هيچ كارى هم جز با توفيق ربانى شدنى نخواهد بود . بهترين و شايستهترين كارى كه مىتوان به آن دست زد ، كارى است كه در پى ثواب داشته باشد ، و بايستهترين موردى كه بايد از آن بر حذر بود ، امورى است كه به دنبالش خشم و غضب پروردگارى باشد . . .
و به اين ترتيب اين عبدالله بن زيد بن صفوان است كه رسول خدا را تحت تعليم قرار داده به او درس مىدهد ، نه پيغمبر خدا او را ! !
همچنين خبر نمايندگى اين صحابى را بدون ذكر نصيحت و تعليمش را رسول خدا ، نزد « ابن كلبى » و راويان سخن او يافتيم ، كه چون سيف بر ابن كلبى تقدم زماين داشت ، و روا دانستيم كه بگوئيم ، ابن كلبى نيز اين خبر را از سيف گرفته است .
و ديديم كه همين يك چهره هم ، در كتابهائى كه به شرح حال اصحاب پيغمبر خدا پرداختهاند ، در سه شخصيّت به خودنمائى پرداخته است ! !